want the dust to settle

پیشنهاد کاربران

یعنی آب گل آلود ته نشین کردن
خب یعنی چی؟؟؟
یعنی اینکه صبر کنی آب ها از آسیاب بیوفته
🔸 معادل فارسی:
• خواستن که اوضاع آرام شود / به حالت عادی برگردد
• منتظر ماندن تا هیاهو و تنش تمام شود
• فرصت دادن به شرایط برای پایدار شدن
• صبر کردن تا احساسات منفی ( خشم، شوک ) فروکش کند
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"After the scandal, the politician went into hiding, wanting the dust to settle. "
بعد از رسوایی، آن سیاستمدار مخفی شد تا بگذارد اوضاع آرام شود.
"The stock market is volatile right now. Investors want the dust to settle before buying more shares. "
بازار سهام الان نوسان دارد. سرمایه گذاران می خواهند بگذارند اوضاع آرام شود بعد سهام بیشتری بخرند.
"We just announced the divorce to the kids. We want the dust to settle before discussing custody arrangements. "
تازه خبر طلاق را به بچه ها دادیم. می خواهیم بگذاریم اوضاع آرام بشه بعد درباره ترتیبات حضانت صحبت کنیم.