walkaway

/ˈwɔːkəweɪ//ˈwɔːkəweɪ/

پیروزی آسان، سهل الحصول

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an easily won victory or contest.
مشابه: runaway

جمله های نمونه

1. That race was just a walkaway for my horse.
[ترجمه ترگمان] اون مسابقه فقط واسه اسب من بود
[ترجمه گوگل]این مسابقه فقط یک سواری برای اسب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Then you walkaway from it and let it ferment.
[ترجمه ترگمان] بعدش تو از اینجا اومدی بیرون و بیخیالش میشی
[ترجمه گوگل]سپس شما از آن بیرون می روید و آن را تحریک می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The high resolution multiazimuthal walkaway VSP method was applied to the accurate prediction of reservoirs in Tahe oil field.
[ترجمه ترگمان]این روش با استفاده از روش VSP walkaway برای پیش بینی دقیق مخازن در میدان نفتی tahe اعمال شد
[ترجمه گوگل]روش VPS با استفاده از روش چند ضلعی با وضوح بالا برای پیش بینی دقیق مخازن در میدان نفتی تاه مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Getting elected to the council was a walkaway.
[ترجمه ترگمان]انتخاب شدن برای این شورا a بود
[ترجمه گوگل]انتخاب شدن به شورا، یک حرکت عجیب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. No deal, in the sense of walkaway power, can also be used tactically at any stage of the proceedings .
[ترجمه ترگمان]هیچ معامله، به مفهوم قدرت walkaway نمی تواند در هر مرحله از دادرسی به طور تاکتیکی استفاده شود
[ترجمه گوگل]هیچ معامله ای، به معنای نیروی جاذبه، همچنین می تواند به صورت تاکتیکی در هر مرحله از دادرسی مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Much more attention is paid to walkaway VSP in view of its unique observation form and its importance to solve geological questions.
[ترجمه ترگمان]توجه بیشتری به walkaway VSP به لحاظ شکل مشاهده منحصر به فرد و اهمیت آن برای حل سوالات زمین شناسی معطوف شده است
[ترجمه گوگل]با توجه به فرم مشاهدات منحصر به فرد آن و اهمیت آن برای حل سوالات زمین شناسی، توجه بیشتری به VSP walkaway داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Walkaway VSP forward modeling is an effective tool for theoretical study and wave field identification.
[ترجمه ترگمان]walkaway VSP forward یک ابزار موثر برای مطالعه نظری و شناسایی میدان موج است
[ترجمه گوگل]مدل Walkaway VSP روندی یک ابزار موثر برای مطالعه نظری و شناسایی میدان موج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We have an agreement from which we cannot walkaway.
[ترجمه ترگمان]ما یک توافق داریم که ما نمی توانیم از آن استفاده کنیم
[ترجمه گوگل]ما یک توافق داریم که نمیتوانیم آن را ترک کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Any type of residual income program could be good because you are shooting for that walkaway income and this is a way to do .
[ترجمه ترگمان]هر نوع برنامه درآمد مانده می تواند خوب باشد چون شما برای آن درآمد walkaway عکس می گیرید و این راهی برای انجام آن است
[ترجمه گوگل]هر نوع برنامه درآمد باقیمانده ممکن است خوب باشد، زیرا شما برای این درآمد ناگهانی تیراندازی می کنید و این یک راه برای انجام دادن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Some protesters sat on the roadway, chanting "Let us go, " while others chanted and yelled at police from the pedestrian walkaway above.
[ترجمه ترگمان]برخی از معترضین در شاهراه نشسته بودند و شعار می دادند: \"بیا برویم\"، در حالی که دیگران فریاد می زدند و از عابر پیاده به سوی پلیس فریاد می کشیدند
[ترجمه گوگل]برخی از معترضان در مسیر جاده ای نشسته اند و شعار 'بیایید بروند'، در حالی که دیگران از پیمان عابر پیاده بالا می شنیدند و به پلیس می خندیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In skintight toreador pants, she manages to make the world's most famous come-on out of a simple walkaway, and Marilyn's face, by popular standards, is as spectacular as her figure.
[ترجمه ترگمان]در skintight toreador، او موفق می شود که مشهورترین چهره دنیا را از یک walkaway ساده بسازد، و چهره ماریلن، با استانداردهای رایج، به اندازه اندام او تماشایی است
[ترجمه گوگل]در شانه های toreador skintight، او موفق به ایجاد معروف ترین جهان بیرون از یک walkaway ساده است، و صورت مریلین، با استانداردهای مردمی، به عنوان شخصیت او بسیار جذاب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Avoid confrontations as much as possible and chose to walkaway from potentially explosive and harmful situations.
[ترجمه ترگمان]از درگیری هایی که ممکن است اجتناب کنید اجتناب کنید و آن ها را از موقعیت های بالقوه خطرناک و مضر انتخاب کنید
[ترجمه گوگل]جلوگیری از رویارویی ها تا آنجا که امکان پذیر است و تصمیم گیری در مورد موقعیت های بالقوه انفجاری و مضر را انتخاب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[سینما] دور شدن به آرامی از صحنه و سوژه و محل مورد نظر

به انگلیسی

• easy victory (slang)

پیشنهاد کاربران

آمدن و ملاقات کردن
تغییر جبهه/ تغییر رویکرد/ تغییر طرف مورد حمایت
دور شو
رفته تو کار خودش یعنی سرش تو کار خودشه
انصراف ( در مذاکرات تجاری )
ترک کردن یک موقیعت سخت به جای سعی کردن برای ساختن بهتر
بیخیال شو
گذشتن
بزن ب چاک . . . گمشو
بی تفاوت از کنار یک شرایط سخت گذشتن

Eg: Hey, hey, don't you walk away from me.
هی هی، همینجوری نذار نرو.


Eg: Walk away now, you won't get your ass kicked.
راهتو بکش برو تا کتک نخوری.


راهتو بکش و برو_دوری کن
to stop being involved in a situation because it is difficult to deal with or does not give you any advantages:برای متوقف کردن از درگیر شدن در یک وضعیت، زیرا با آن مقابله کردن به شما هیچ مزیتی ( فایده ای ) نمی دهد:
You can't just walk away from a marriage at the first sign of a problem. شما نمیتوانید اجتناب کنید از ازدواج بخاطر مشکلاتش.

( ACCIDENT )
to escape an accident without being badly hurt: در رفتن از یک حادثه بدون آسیب دیدن.
She overturned the car, but walked away from it without a scratch. ماشین رو چپ کرد ولی بدون هیچ خراشی گریخت.
ترک کردن
ولش کن برو!
1 - وقتی در شرایطی باشی که ادامه دادن در اون شرایط برات سخت باشه، یا برات سودی نداشته باشه، اگه خودتو از این شرایط بیاری بیرون، از عبارت walk away استفاده میشه. مثلا توی مذاکره بر سر خرید خونه، وقتی ببینی فروشنده قیمت بالاتر از عرف بازار میگه و منطقی حرف نمیزنه ، اگه از ادامه مذاکره انصراف بدی، اینجا از عبارت walk away استفاده میشه.
2 - قسر در رفتن، جان سالم به در بردن: وقتی از یه تصادف، سالم بیرون بیای و آسیب چندانی بهت وارد نشه، از walk away استفاده میشه.
مثال: that lucky girl overturned the car, but walked away from it without a scratch
آن دختر خوش شانس ماشین را واژگون کرد ( چپ کرد ) ، اما بدون اینکه خراش بردارد، جان سالم به در برد.
3 - ترک کردن به معنای عام، دست کشیدن، رها کردن، بی خیال شدن، کنار گذاشتن
you should walk away feeling of rejection
باید حس طرد شدگی را کنار بذاری
از خطر جستن
بی خیال انجام کاری شدن
از صحنه فرار کردن - از صحنه جیم شدن
خلاص شدن از چیزی
نجات یافتن، رها شدن
دورشدن
سَر را انداختن پایین و رفتن
دور شدن یا نجات یافتن
put the bill on the table and walked away
بزن به چاک یا برو پی کارت
استعفا دادن
walked away from the businesses
من از تمامی مشاغل استعفا دادم
از شخصی روی گردان شدن

بیخیالش شو و برو
بی خیال شدن
دورشدن از جایی ( ترک کردن جایی )
رفتن از جایی
پی کار خود رفتن
فرار کردن
گذاشتن رفتن ( بگذارید بروید )
راه افتادن و رفتن از جایی
به چاک زدن


مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما