walk the talk

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
به حرف عمل کردن / طبق گفته ها رفتار کردن / پای حرفت ایستادن
🔸 تعریف ها:
1. ( عمل به وعده ها و ارزش ها ) :
همان کاری را انجام دادن که گفته ای یا وعده داده ای.
مثال: If we tell customers we care about quality, we must walk the talk.
...
[مشاهده متن کامل]

اگر به مشتری ها می گوییم که برای کیفیت ارزش قائلیم، باید به این گفته عمل کنیم.
2. ( نمونه عملی بودن ) :
با رفتار خود نشان دادن که به باورها و شعارهای خود پایبندی.
مثال: Good leaders walk the talk by setting a positive example for their team.
رهبران خوب با الگو بودن برای تیمشان، پای حرف خود می ایستند.
🔸 مترادف ها:
practice what you preach – live up to your words – follow through – deliver on promises

این اصطلاح walk the talk به معنای عملی کردن حرفایی میباشد که توسط یک نفر زده میشه. مثال تکرار این جمله که من سیگار رو ترک میکنم فایده نداره، تو بایستیwalk the talkیا سیگار رو ترک کنی!. . از سویی اصطلاح
...
[مشاهده متن کامل]
talk the talk هم به معنای وعده دادن دروغ میباشد. برای مثال دیپلمات ها فقط talk the talk حرف مفت میزنند و قول هاشون رو فراموش میکنند!!

مطابق توصیه ها، رهنمودها، یا گفته های کسی رفتار کردن
- کاری که میگه رو انجام نمیده
- یه چیزی میگه یه کار دیگه ای انجام میده
اشاره به شخصی داره که حرف و عملش یکی نیست!
- موقع حرف زدن خوب بلدی حرف بزنی، ولی موقع عمل کردن هم میتونی به همون خوبی عمل کنی؟
به وعده ی خود عمل کردن
به آنچه که می گویند عمل کردن
قول و عملشان یکی بودن
حرف و عمل یکی باشه
عمل به ادعا