وا کَدو
🔸 معادل فارسی:
دیوانه | خل و چل | عجیب و غریب | خپل | سبک مغز | احمق | با مزه ی دیوانه | آدم قاطی | شوریده | دیوانه ی خودنما
🔸 مثال ها:
• My neighbor is a total wackadoo — he talks to his plants every morning.
... [مشاهده متن کامل]
همسایه ام حسابی خل وچل است — هر صبح با گیاهانش حرف می زند.
• That was a wackadoo idea, but somehow it worked.
آن ایده ی عجیب وغریبی بود، اما یک جوری جواب داد.
• She's a lovable wackadoo who always makes everyone laugh.
او یک دیوانه ی دوست داشتنی است که همیشه همه را می خنداند.
• Don't listen to his wackadoo theories about the moon landing.
به نظریه های عجیب وغریبش درباره ی فرود روی ماه گوش نده.
• The show features a wackadoo character who thinks he's a superhero.
این نمایش شخصیتی خل وچل دارد که فکر می کند ابرقهرمان است.
🔸 معادل فارسی:
دیوانه | خل و چل | عجیب و غریب | خپل | سبک مغز | احمق | با مزه ی دیوانه | آدم قاطی | شوریده | دیوانه ی خودنما
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
همسایه ام حسابی خل وچل است — هر صبح با گیاهانش حرف می زند.
آن ایده ی عجیب وغریبی بود، اما یک جوری جواب داد.
او یک دیوانه ی دوست داشتنی است که همیشه همه را می خنداند.
به نظریه های عجیب وغریبش درباره ی فرود روی ماه گوش نده.
این نمایش شخصیتی خل وچل دارد که فکر می کند ابرقهرمان است.
دیونه یا دیونه بازی و کرم ریختنم معنی میده
شخص شیرین عقل و نامیزان