برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

wringer

/ˈrɪŋər/ /ˈrɪŋə/

معنی: خون اشام، به زور ستان
معانی دیگر: (شخص یا دستگاه که می چلاند) آب چلان، چلانگر، تاب دهنده، پیچان، غاصب، ماشینی که برای چلاندن چیزی بکارمی رود مخصوصا لباس و پارچه

بررسی کلمه wringer

اسم ( noun )
عبارات: put through the wringer
• : تعریف: a person or thing that wrings, esp. a device consisting of two rollers, mounted one above the other, between which wet laundry is rolled to squeeze the water out of it.

واژه wringer در جمله های نمونه

1. put someone through the wringer
(امریکا - خودمانی) تحت فشار قرار دادن،(شدیدا) بازپرسی کردن

2. She's really been through the wringer since her husband died.
[ترجمه ترگمان]از وقتی شوهرش مرد، واقعا خیلی سختی کشیده
[ترجمه گوگل]او از زمانی که شوهرش فوت کرده است، از طریق جاسوس گریخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Rachel suddenly felt she'd been through an emotional wringer.
[ترجمه ترگمان]را شل ناگهان احساس کرد که او یک تجربه احساسی است
[ترجمه گوگل]راشل ناگهان احساس کرد که او از طریق یک عصبی عاطفی بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. With the wringer and mop they make up a mopping system.
[ترجمه ترگمان]با the و mop دستگاه پاک کردن را می‌سازند
[ترجمه گوگل]با پیچ و تاب و مورب آنها یک سیستم پیچیده را تشکیل می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Washing clothes, pulling items through a wringer and hanging them outside took a full day, and ironing took another.
[ ...

مترادف wringer

خون اشام (اسم)
spider , leech , bloodsucker , vampire , caterpillar , wringer , lamia
به زور ستان (اسم)
wringer

معنی کلمه wringer به انگلیسی

wringer
• one who or that which wrings; machine or device which extracts water (clothing, mop, etc.); difficult or painful experience (slang)

wringer را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی wringer

کلمه : wringer
املای فارسی : ورینگر
اشتباه تایپی : صقهدلثق
عکس wringer : در گوگل

آیا معنی wringer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )