برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1617 100 1
شبکه مترجمین ایران

word of mouth

/ˈwɜːrdəvˈmaʊθ/ /wɜːdəvmaʊθ/

شفاهی، زبانی، گفتاری، افواهی، کلمات مصطلح، صدای کلمه

واژه word of mouth در جمله های نمونه

1. The news spread by word of mouth.
[ترجمه ترگمان]اخبار دهان به دهان می‌گشت
[ترجمه گوگل]این خبر از طریق دهان پخش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The restaurant does not advertise, but relies on word of mouth for custom.
[ترجمه Shirin] رستوران تبليغ نميكند اما به تبليغات دهادن به دهان (سينه به سينه) از طريق مشتريانش متكي است.
|
[ترجمه ترگمان]رستوران تبلیغ نمی‌کند، اما به کلمه دهان برای عادت تکیه دارد
[ترجمه گوگل]رستوران تبلیغ نمی کند، بلکه به زبان عامیانه متکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I have informed him by word of mouth.
[ترجمه ترگمان]با کلمه دهان به او خبر دادم
[ترجمه گوگل]من او را از طریق دهان به او اطلاع داده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Much of this information is picked u ...

معنی عبارات مرتبط با word of mouth به فارسی

شفاها، زبانی، به طور شفاهی، دهان به دهان

معنی کلمه word of mouth به انگلیسی

word of mouth
• hearsay, rumors
• if news or information passes by word of mouth, people find out about it when others tell them about it directly, rather than by reading about it or by hearing about it on the radio or television.
by word of mouth
• by hearsay, by means of rumor

word of mouth را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
نقل قول شفاهی، خبر کوچه و بازاری
نرجس
سنتی
محمد ضیایی بیگدلی
دهان به دهان، مانند بازاریابی دهان به دهان
minoo s
بازاریابی کلامی
بازاریابی گفتاری
Fariba
دهان به دهان
یسنا نظری پور
گفتاری, شفاهی, دهان به دهان
(نقل موضوع یا داستانی از طریق بیان گفتاری بین دو نفر)
محدثه فرومدی
سینه به سینه (گشتن)
Sharareh
سر زبان ها افتادن
شهیار
اشاره به تبلیغ دهان به دهان
خانه ژورنال دانشجویان ایران ( entofa.net )
تبلیغات کلامی ، تبلیغات شفاهی
علی اکبر ملکی
شفاهی. حمایت زبانی . زبانی.
حاجی
فروش محصول به واسطه تبلیغات دهان به دهان
حسین امینی
زبانی
کلامی
شفاهی
Figure
- دهان به دهان گشتن و منتقل شدن مطالب، اطلاعات و اخبار
- انتقال یا دریافت اطلاعات بصورت شفاهی، کلامی یا زبانی
• You just tell a few people, word of mouth travels, and a crowd appears
• He heard the word of mouth and passed it on to her
• They navigate by word of mouth or by the arc of the sun. آنها پرسان پرسان و یا از روی مسیر حرکت خورشید راه خود را می پیمودند.
رهگذر
شفاهی توصیه ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی word of mouth

کلمه : word of mouth
املای فارسی : ورد اوف موت
اشتباه تایپی : صخقی خب ئخعفا
عکس word of mouth : در گوگل

آیا معنی word of mouth مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )