برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

without reserve


1- (به طور) نامحدود 2- بی تردید، بدون دودلی 3- (حراج) بدون بهای حداقل

واژه without reserve در جمله های نمونه

1. I believe your story without reserve.
[ترجمه ترگمان] من داستان تو رو بدون reserve باور می‌کنم
[ترجمه گوگل]من باور دارم داستان شما بدون رزرو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I can recommend him to you without reserve.
[ترجمه ترگمان]من می‌توانم او را به تو توصیه کنم
[ترجمه گوگل]من می توانم او را بدون رزرو رزرو کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Jaime always talked to people without reserve.
[ترجمه ترگمان]جیمی همیشه بدون ذخیره با مردم حرف می‌زد
[ترجمه گوگل]Jaime همیشه با افرادی که بدون ذخیره بودند صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She trusted him without reserve .
[ترجمه ترگمان]بی آن که خویشتن‌داری کند به او اعتماد کرد
[ترجمه گوگل]او به او اعتماد نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه without reserve به انگلیسی

without reserve
• with no exception
accept without reserve
• accept without hesitation, accept without feeling any doubt

without reserve را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی without reserve

کلمه : without reserve
املای فارسی : ویتوت رزرو
اشتباه تایپی : صهفاخعف قثسثقرث
عکس without reserve : در گوگل

آیا معنی without reserve مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )