برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1460 100 1

withholding


System.String[]

واژه withholding در جمله های نمونه

1. During the trial, the prosecution was accused of withholding crucial evidence from the defence.
[ترجمه ترگمان]در طول محاکمه، دادستان متهم به گرفتن مدرک مهم از دفاعیه شد
[ترجمه گوگل]در طول محاکمه، دادستانی متهم به رد مدرک مهمی از دفاع بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The defence accused the prosecution of withholding crucial evidence.
[ترجمه ترگمان]این دفاع، دادستان را به گرفتن مدرک مهم متهم کرد
[ترجمه گوگل]دفاع متهم به محکوم کردن مدارک مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was accused of deliberately withholding information from the police.
[ترجمه ترگمان]او به عمد به خودداری از دادن اطلاعات از سوی پلیس متهم شده بود
[ترجمه گوگل]او متهم به عمدا اطلاعات را از پلیس محروم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Police are withholding the dead woman's name until her relatives have been informed.
[ترجمه ترگمان]پلیس نام این زن مرده را تا زمانی که بستگانش مطلع نشده اند ندارد
[ترجمه گوگل]پلیس نام خانم مرده ...

مترادف withholding

منع (اسم)
prevention , ban , veto , averting , prohibition , forbidding , inhibition , hindrance , withholding , checking , interdiction , hindering , forbiddance
منع کننده (صفت)
withholding , deterrent , dissuasive , disincentive

معنی کلمه withholding به انگلیسی

withholding
• hiding, concealing; prevention, restraining
withholding evidence
• hiding proof from the court
withholding fire
• condition in which soldiers do not fire their weapons (often to create an element of surprise)
withholding tax
• in the united states, withholding tax is a proportion of an employee's salary that their employer pays direct to the government as part of the employee's income tax.
tax withholding
• deduction of taxes from salary before giving the salary to the employee

withholding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پریچهر
دریغ کردن
محدثه
[حقوق]خودداری کردن (از تحویل)، مضایقه کردن، کسر کردن، عدم افشاء، معدوم کردن
ghodrat
تخصصی (حقوق) تکلیفی
الهام حمیدی
موافقت نکردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی withholdingکلمه : withholding
املای فارسی : ویتههلدینگ
اشتباه تایپی : صهفااخمیهدل
عکس withholding : در گوگل

آیا معنی withholding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران