برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

wither

/ˈwɪðər/ /ˈwɪðə/

معنی: سربه سر کردن، خشک شدن، پژمردن، خشک کردن، پژمرده شدن، پژولیدن، پژمردهکردن یا شدن، پلاسیدهشدن
معانی دیگر: (به ویژه گیاه) پژمردن، پلاسیدن (wilt هم می گویند)، پخسیدن، افسردن، به یاس مبدل شدن، از میان رفتن، تباه شدن یا کردن، (با نگاه و غیره) در جای خشکاندن یا میخکوب کردن، سرافکنده کردن، پژمرده کردن، پلاساندن

بررسی کلمه wither

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: withers, withering, withered
(1) تعریف: to dry up, shrivel, or wilt, as from decay or lack of moisture.
مترادف: shrivel, wilt
متضاد: bloom, flourish, thrive
مشابه: dehydrate, desiccate, dry, parch

- The leaves withered in the drought.
[ترجمه ترگمان] برگ‌ها در خشکسالی خشک شدند
[ترجمه گوگل] برگ خشک شده در خشکسالی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to lose freshness, suppleness, vitality or the like; droop; fade (often fol. by away).
مترادف: fade, shrivel, wilt
متضاد: endure
مشابه: decay, droop, dwindle, sag, shrink

- His limbs eventually withered from lack of use.
[ترجمه ترگمان] اعضای بدنش در نهایت از عدم استفاده خشک شدند
[ترجمه گوگل] اندام او در نهایت از کمبود استفاده ناپدید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- When the other team scored again, their hopes of winning the championship withered.
[ترجمه ترگمان] وقتی تیم دیگر دوباره گل زد، امیدهای آن‌ها برای برنده شدن قهرمانی پژمرده شد
...

واژه wither در جمله های نمونه

1. if you don't put these flowers in water, they will wither
اگر این گل‌ها را در آب نگذاری پژمرده خواهند شد.

2. The flowers will wither if you don't put them in water.
[ترجمه ترگمان]اگر آن‌ها را در آب نگذارید، گل‌ها پژمرده خواهند شد
[ترجمه گوگل]اگر شما آنها را در آب قرار ندهید گلها ناپدید می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Industries unable to modernise have been left to wither.
[ترجمه ترگمان]صنایع که قادر به پیشرفته سازی نیستند پژمرده شده و پژمرده شده‌اند
[ترجمه گوگل]صنايعی که قادر به مدرن سازی نیستند، نادیده گرفته شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Failing some rain soon,the crops will wither.
[ترجمه ترگمان]اگر به زودی باران ببارد، محصولات پژمرده خواهند شد
[ترجمه گوگل]به زودی برخی از باران ها از بین می روند، محصولات نابود می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. To see my body literally wither away before my eyes was exasperating.
[ترجمه ترگمان]تا ب ...

مترادف wither

سربه سر کردن (فعل)
ruin , assassinate , annihilate , bane , wreck , consume , obliterate , wither
خشک شدن (فعل)
atrophy , become dry , shrivel , fade , wither , parch
پژمردن (فعل)
fade , wither , blight
خشک کردن (فعل)
wipe , dry , wither , calcine , dehumidify , desiccate , drip-dry , exsiccate , evaporate , freeze-dry , make dry
پژمرده شدن (فعل)
fade , wither , droop , quail , languish , miff
پژولیدن (فعل)
wither
پژمردهکردن یا شدن (فعل)
wither
پلاسیدهشدن (فعل)
wither

معنی کلمه wither به انگلیسی

wither
• wilt, fade; become shriveled; degenerate; cause to be ashamed (as with a look of scorn); harm; shrivel, dry
• when something withers, it becomes weaker, often until it no longer exists.
• if a plant withers, it shrinks, dries up, and dies.
• see also withered, withering.
• when something withers away, it becomes weaker until it no longer exists.

wither را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohammadreza Akbarian
پژمرده شدن
عباس نعمتی فر
1. پژمرده شدن
The spring flowers were already beginning to wither.
2. به تدریج ضعیف تر یا کوچک تر یا ... شدن و در نهایت از بین رفتن، افول کردن
All our hopes just withered away.
They worry that honoured traditions will wither.
Their love was withering away.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wither
کلمه : wither
املای فارسی : ویتهر
اشتباه تایپی : صهفاثق
عکس wither : در گوگل

آیا معنی wither مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )