برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

with a bad grace


به اکراه، ازروی بی میلی

واژه with a bad grace در جمله های نمونه

1. She apologized with a bad grace.
[ترجمه ترگمان]اون با یه لطف بد از من عذرخواهی کرد
[ترجمه گوگل]او با فریب بد عذرخواهی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He took his defeat with a bad grace.
[ترجمه ترگمان]او شکست خود را با یک دعای بد برداشت
[ترجمه گوگل]او شکست خود را با فضل بد شکست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. With a bad grace, the U. S. army agreed to leave Iraq next month.
[ترجمه ترگمان]زیر لب گفت: خدای من! اس ارتش موافقت کرد ماه آینده عراق را ترک کند
[ترجمه گوگل]ارتش U S با فساد بد موافقت کرد که ماه آینده عراق را ترک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He lent me the money with a bad grace.
[ترجمه ترگمان]او پول را با لطف بدی به من قرض داد
[ترجمه گوگل]او پولی را با لطف بد به من قرض داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه with a bad grace به انگلیسی

with a bad grace
• ungraciously; in a forced or reluctant way

with a bad grace را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی with a bad grace

کلمه : with a bad grace
املای فارسی : وید ا بد گریس
اشتباه تایپی : صهفا ش ذشی لقشزث
عکس with a bad grace : در گوگل

آیا معنی with a bad grace مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )