برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1400 100 1

windfall

/ˈwɪndˌfɒl/ /ˈwɪndfɔːl/

معنی: ثروت باد اورده، میوه باد انداخته
معانی دیگر: (به ویژه میوه ی افتاده ازدرخت) باد افکنده، پا درختی

بررسی کلمه windfall

اسم ( noun )
(1) تعریف: an unexpected or unearned gain or piece of good fortune.
مشابه: killing

(2) تعریف: something, esp. a tree or fruit from a tree, blown down by wind.
صفت ( adjective )
• : تعریف: gained or obtained unexpectedly.

- windfall profits
[ترجمه ترگمان] سود بادآورده
[ترجمه گوگل] سود بالقوه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه windfall در جمله های نمونه

1. Investors each received a windfall of £3000.
[ترجمه ترگمان]سرمایه گذاران هر کدام یک windfall ۳۰۰۰ پوند دریافت کردند
[ترجمه گوگل]هر یک از سرمایه گذاران 3000 پوند دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The hospital got a sudden windfall of £300 000.
[ترجمه ترگمان]این بیمارستان ۳۰۰ هزار پوند ثروت بادآورده پیدا کرد
[ترجمه گوگل]بیمارستان به طور ناگهانی از 300000 پوند به دست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The government imposed a windfall tax on some industries.
[ترجمه ترگمان]دولت مالیات بر ثروت بادآورده را در برخی صنایع اعمال کرد
[ترجمه گوگل]دولت برخی از صنایع مالیات واریز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She had an unexpected windfall of a thousand pounds when a cousin died.
[ترجمه ترگمان]وقتی یک پسر عمو جان سالم به در برد، هزار پوند ثروت بادآورده داشت
[ترجمه گوگل]او وقتی یک پسر عموی جان خود را از دست داد یک هزار و پوند بود
[ترجمه شما] ...

مترادف windfall

ثروت باد اورده (اسم)
bonanza , windfall
میوه باد انداخته (اسم)
windfall

معنی کلمه windfall به انگلیسی

windfall
• something blown down by the wind (e.g. fallen fruit); find, unexpected good fortune; unexpected inheritance
• a windfall is a sum of money that you receive unexpectedly.
windfall loss
• deficit that was not predicted in advance, large and surprising loss
had a windfall
• obtained something without effort, had an unexpected piece of good fortune, received an unexpected gain
having a windfall
• obtaining something without effort, having an unexpected piece of good fortune, receiving an unexpected gain

windfall را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

elham
غیر منتظره ،ناگهانی
مسعود زهدی
اتفاقی(مثل سود یازیان اتفاقی)-غیرمنتظره(بازده غیرمنتظره)- غیرمترقبه- مازاد برانتظار(مثل عایدی مازادبرانتظار)-پیامدناشی از نوسانات قیمتی(مثل سود یازیان ناشی از تحولات در بازارمالی)- برنامه ریزی نشده(مثل سود یا زیان برنامه ریزی نشده)
محمد افشاری
باد آورده؛ پول باد آورده؛ مال باد آورده
Figure
1- میوه پای درختی
an apple or other fruit blown down from a tree or bush by the wind.
2.ثروت هنگفت بادآورده bonanza
a large amount of money that is won or received unexpectedly.
"members are to get an average �520 cash windfall for voting ‘yes’ to the merger"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی windfall
کلمه : windfall
املای فارسی : ویندفلل
اشتباه تایپی : صهدیبشمم
عکس windfall : در گوگل

آیا معنی windfall مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )