برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1404 100 1

wind up

/ˈwaɪndˈəp/ /waɪndʌp/

معنی: پایان یافتن، پایان دادن، منتج بهنتیجه شدن
معانی دیگر: 1- (پیچاندن و) به صورت گوی درآوردن، گلوله کردن 2- درهم بافتن، درهم گوراندن، درهم گیر انداختن، همبسته کردن یا بودن 3- به پایان رسیدن یا رساندن، خاتمه یافتن، خاتمه دادن، 4- عصبی کردن، هیجان زده کردن

بررسی کلمه wind up

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: (informal) to bring or come to an end.
مترادف: end
مشابه: close, conclude, finish, stop, wrap up

- Please wind up the party before midnight.
[ترجمه عادل چایچیان] لطفا قبل از نیمه شب مهمانی را جمع کنید (تمام کنید).
|
[ترجمه ترگمان] لطفا قبل از نیمه‌شب جشن بگیرین
[ترجمه گوگل] لطفا قبل از نیمه شب این حزب را ببندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to be in a state of great excitement.
مترادف: excite
مشابه: agitate, animate, stimulate

- The children were all wound up after the parade.
[ترجمه ترگمان] بچه‌ها بعد از رژه رفتند
[ترجمه گوگل] بچه ها پس از رژه به پایان رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (informal) to find oneself in a certain place or situation; e ...

واژه wind up در جمله های نمونه

1. Wind up your watch every day.
[ترجمه Sahel] هر روز ساعتتان را كوك كنيد
|
[ترجمه ترگمان]هر روز هوا رو باد کن
[ترجمه گوگل]هر روز تماشا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The President is about to wind up his visit to Somalia.
[ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور در شرف افزایش بازدید خود از سومالی است
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور در جریان سفر خود به سومالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Do you know how to wind up a long rope neatly?
[ترجمه Mostafa Ghahri] آیا میدانید چگونه میتوان یک طناب بلند را به درستی (بطور مرتب) جمع کرد؟|
[ترجمه ترگمان]بلدی طناب بلندی را مرتب کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا می دانید چگونه طناب طولانی را مرتبا پا کن ...

مترادف wind up

پایان یافتن (فعل)
finish , end , terminate , surcease , wind up
پایان دادن (فعل)
terminate , wind up
منتج بهنتیجه شدن (فعل)
wind up

معنی عبارات مرتبط با wind up به فارسی

عصبی شدن یا بودن، دستپاچه شدن یا کردن، دلهره داشتن

معنی wind up در دیکشنری تخصصی

[حقوق] منحل کردن، تصفیه کردن، خاتمه دادن، برچیدن
[سینما] پایه دسته دار

معنی کلمه wind up به انگلیسی

wind up
• twist a knob in order to make something run (e.g. a watch, toy, clock, etc.) up; end, be finished (e.g. a meeting); finish something, bring something to a close (e.g a project, meeting); reach a certain state or course of action because of something else
get the wind up
• be in a hurry; become angry
put the wind up
• scare, frighten

wind up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرناز حسینی قلعه جوقی
منحل کردن
حسام مهدوی
کوک کردن(اسباب بازی و .. )
لیلا دلبری
انحلال یافتن (شرکت)،منحل شدن
سامان
بستن یا بالا کشیدن (پنجره ماشین)
محدثه
کوک کردن(ساعت، اسباب بازی،...)
Nedi
‌یر شدن
mohammad
رو هم ریختن در هم آمیختن
گلبرگ
عاقبتت اين طور مي شود...
میثم
یکی از معانیش (سر دراوردن از جایی. خود را یافتن در جایی) است .
حمید رضا اثنی عشری
مسخره کردن کسی. مترادف tease

you're winding me up
روجا آدینه
wind-up toys: عروسک‌های کوکی
shiva 7
منتج شدن به چیزی مخصوصا به یک وضعیت غیر منتظره و ناخوشایند
کارش
1-فعل-عاقبت کار به جایی/چیزی ختم شدن(معمولا ناخواسته و ناخوشایند)
2-صفت-کوکی برای اسباب بازی کوکی a wind-up toy و فعل-کوک کردن اسباب بازی و ساعت کوکی
3-فعل-منحل شدن شرکت و...
4-فعل-خاتمه دادن (کاروفعالیت و جلسه و...)
5-اسم-انحلال شرکت در اثر ورشکستگی
6-قصه/داستان بافتن/از خود درآوردن برای جوک و خنده
(justfriends.ir)

Mahsa
Bring to an end
به پایان رسیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wind up
کلمه : wind up
املای فارسی : ویند آاپ
اشتباه تایپی : صهدی عح
عکس wind up : در گوگل

آیا معنی wind up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )