برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

whistleblower

واژه whistleblower در جمله های نمونه

1. He has been a prominent victim of alleged witch-hunts against whistle-blowers in the NHS.
[ترجمه ترگمان]او یکی از قربانیان برجسته شکار در مقابل blowers در NHS بوده‌است
[ترجمه گوگل]او یک قربانی برجسته ای از ادعاهای جادوگر در مقابل سوت زدن ها در NHS بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Perhaps he was viewed less as a courageous whistle-blower than as an irritating gad-fly.
[ترجمه ترگمان]شاید او کم‌تر به عنوان یک سوت خطر - دمنده در نظر گرفته شود تا به عنوان یک پرواز gad کننده
[ترجمه گوگل]شاید او کمتر به عنوان یک سوزن شکننده شگفت انگیز به نظر می رسید، نه به عنوان یک هواپیمای جادویی مضر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Assuming the dossier is genuine, is he a lone whistle-blower or is he a messenger?
[ترجمه ترگمان]با فرض اینکه پرونده اصلی واقعی باشه، اون یه خبرچین تنها بوده یا یه پیغام رسان؟
[ترجمه گوگل]فرض بر این است که این پرونده واقعی است، آیا او یک فرد سوت زده است یا او پیامبر است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What is disturbing is that it is typical of a new intolerance against whistle-blowers that ...

معنی کلمه whistleblower به انگلیسی

whistleblower
• one who discloses the illegal or immoral acts of another person, informer

whistleblower را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
افشاگر
ایرج
افشا کننده، لو دهنده
گیرا ترجمه
رسوا کننده
مهدی
صوت زن
حسین لواسانی
افشاگر، مخبر
Mahdi
whistleblower. or whistle-blower. or whistle blower: این کلمه به معنای کسی است که خطا، خیانت و جرم انجام شده درون یک سازمان یا دولت را علنا افشا می کند.
بزرگ زاده
whistleblower means:
a person who informs on a person or organization engaged in an illicit activity.
ویسِل بِلاوِه به معنای:
شخصی که اطلاعات مربوط به شخص یا سازمانی را درگیر فعالیت غیرقانونی می کند.
فاش کننده اصرار
افشاکننده
مخبر
M
فضول معرکه
امین
جارچی
امین
خبرچین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی whistleblower مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )