برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

whisker

/ˈwɪskər/ /ˈwɪskə/

معنی: ریش، شارب، مویاطراف گونهو چانه، جاروب کوچک
معانی دیگر: ریش (به ویژه ریش گونه ها)، ته ریش، مقدار بسیار کم، (به اندازه ی) یک مو (whisker boom هم می گویند)، (گربه و شیر و غیره) سبیل، زبر مو (vibrissa هم می گویند)، (قدیمی) رجوع شود به: moustache، whiskery موی اطراف گونه و چانه، ماهوت پاک کن، طره، مودار

بررسی کلمه whisker

اسم ( noun )
مشتقات: whiskery (adj.)
(1) تعریف: (usu. pl.) facial hair growing on the upper lip, cheeks, and chin.

(2) تعریف: one of the long hairs or bristles growing near the mouth of such animals as the cat or rat.

(3) تعریف: (informal) a very small bit or narrow margin.

- There's not a whisker of difference between them.
[ترجمه ترگمان] تفاوت بین آن‌ها وجود ندارد
[ترجمه گوگل] بین آنها اختلاف بین آنها وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We won by a whisker.
[ترجمه ترگمان] ما با یه سبیل برنده شدیم
[ترجمه گوگل] ما با یک ساندویچ برنده شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه whisker در جمله های نمونه

1. a whisker less than two centimeters
به اندازه‌ی یک مو کمتر از دو سانتی‌متر

2. a three-day whisker had made his face darker than ever
ته ریش سه روزه چهره‌ی او را از همیشه تیره‌تر کرده بود.

3. Schmidt finished second, losing by a whisker in the final event.
[ترجمه ترگمان]اشمیت در دقیقه دوم کارش را تمام کرد و در آخرین مسابقه یکی از آن‌ها را از دست داد
[ترجمه گوگل]اشمیت دومین بازی را به ثمر رساند و در نهایی مسابقات از دست می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They came within a whisker of being killed.
[ترجمه ترگمان]پس از کشته شدن، آن دو به یکدیگر نزدیک شدند
[ترجمه گوگل]آنها در یک قیچی کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The Communist candidate lost by a whisker .
[ترجمه ترگمان]کاندیدای کمونیست با یک whisker از دست رفت
[ترجمه گوگل]کاندیدای کمونیست توسط یک ساندویچ از بین رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Doctors say he came within a ...

مترادف whisker

ریش (اسم)
sore , barb , beard , whisker , ulcer
شارب (اسم)
whisker
مویاطراف گونهو چانه (اسم)
whisker
جاروب کوچک (اسم)
whisker , wisp

معنی عبارات مرتبط با whisker به فارسی

(رادیو و الکترونیک) سیم نوک تیز و خم پذیر که به منظور اتصال به بلور (کریستال) نیمه هادی به کار گرفته می شود، سبیل گربه (نوعی سیم سر تیز و سفت)، سیم بلور گیر، سوزن بلور

معنی whisker در دیکشنری تخصصی

whisker
[برق و الکترونیک] تاره 1. رشته تک بلوری بینهایت نازکی از فلز یا ترکیب غیر آلی . این ترکیب با کاهش هالیدهای فلز در هیدروژن در دمای حدود 700 درجه سلسیوس تولید می شود تا رشد بلور و واکنش بخار فلز مذاب با اتمسفر اکسید کننده، نیترید کننده یا اتمسفر مساعد دیگر برای رشد بلور ،آغاز شود . رشد تاره نامطلوب در محیطهای داغ و مرطوب سبب کوتاه شدن اتصال رساناها در تجهیزات الکترونیکی می شود . تاره ها مقاومت کششی و کشسانی بسیار بیشتری نسبت به شکل توده ای فلز دارند . 2. catwhisker .
[پلیمر] الیاف ریز، تار موهای خیلی کوتاه

معنی کلمه whisker به انگلیسی

whisker
• one hair of the mustache or beard; one facial hair; long facial bristles near the mouth of an animal (i.e. cat, mouse, etc.)
• the whiskers of an animal such as a cat or mouse are the long, stiff hairs growing near its mouth.
• you can refer to the hair on a man's face, especially on the sides of his face, as his whiskers.
• whisker is also used to mean a very small amount; an informal use.

whisker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

eli.zk
By a whiskerبا اختلاف کم بردن یا باختن
نیما
[پلیمر] الیاف ریز
امیررضا
مهندسی مواد: رشته یا الیاف بسیار نازک
مهرداد
zinc whiskers - سیم های مسی نازک استفاده شده در بخش معماری مرکز داده
حاجی
رشته یا الیاف بسیار ریز و نازک،الیاف کوتاه تک کریستالی که به عنوان تقویت کننده در ماتریس به کار برده می شوند.
نگار
سیبیل حیوانات مثل گربه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی whisker

کلمه : whisker
املای فارسی : وهیسکر
اشتباه تایپی : صاهسنثق
عکس whisker : در گوگل

آیا معنی whisker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )