برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1408 100 1

wheat

/ˈwiːt/ /wiːt/

معنی: گندم
معانی دیگر: دانه ی گندم، (انگلیس - جمع) محصول گندم، گندم های مزرعه، (گیاه شناسی) گندم (جنس triticum به ویژه bread wheat یا triticum aestivum)

بررسی کلمه wheat

اسم ( noun )
(1) تعریف: the edible grain of certain cereal grasses, used in the making of flour and flour products.

(2) تعریف: the widely cultivated grasses that produce these grains.

واژه wheat در جمله های نمونه

1. wheat and barley kernels
دانه‌های گندم و جو

2. wheat and rice are foodstuffs
گندم و برنج مواد خوراکی هستند.

3. wheat bread
نان گندم

4. wheat flour
آرد گندم

5. wheat germ
تخم جوانه زده‌ی گندم

6. wheat is a cereal that has been planted for thousands of years
گندم غله‌ای است که از هزاران سال پیش کشت می‌شده است.

7. wheat is a cultivated plant
گندم گیاهی کاشتنی است.

8. wheat laid flat by the wind and rain
گندمی که باد و باران آن را روی زمین تخت کرده است

9. wheat rust
زنگ گندم

10. wheat seed soaked in water soon germinates
تخم گندم خیسانده در آب زود جوانه می‌زند.

11. hard wheat
گندم پر گلوتن

12. spot wheat
گندم آماده(ی تحویل)

13. the wheat field is choked with weeds
علف مزرعه‌ی گندم را فرا گرفته است.

14. the wheat is up now
گندم اکنون بالا آمده ...

مترادف wheat

گندم (اسم)
wheat

معنی عبارات مرتبط با wheat به فارسی

نان گندم، نان سفید
خاگینه ی دارای آرد گندم، پن کیک گندم
wheatworm ج، کرم کوچک انگل گندم و علوفه
آرد مغز گندم، آفروشه، گیاهک گندم، جنین گندم، گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
چمن، مره
(آفت گندم) زنگ گندم، زنگ گندم
خرمن، کومه گندم
دیلار، گندم سیاه
گندم نیم کوفته، افشه، بلغور، فروشه
دیلار، گندم سیاه
گندم زبره (نوعی گندم که پوست آن نسبتا کلفت و سخت است)، زبره گندم، گندم ماکارونی دارای مقدارگلوتن زیادی است
گندم خرد کرده (و برشته کرده که برای صبحانه با شیر می خورند)
(گندم دارای سبوس نرم و پروتئین کم که از آن آرد شیرینی پزی یا آرد حاجی طرخان می سازند) نرم گندم، گندم نرم
گندم خالص (بدون افزودگی یا کاستگی)، گندم ناب، ساخته شده از گندم ساییده ...

معنی کلمه wheat به انگلیسی

wheat
• cereal grass cultivated for its edible grains; edible grain of the wheat plant that is used in the production of flour and flour products
• wheat is a cereal plant which is ground into flour to make bread.
wheat germ
• nucleus of the wheat kernel ground finely and used in foods as concentrated source of vitamins
wheat germ oil
• yellow unsaturated oil extracted from the wheat germ and is a rich source of vitamin e
germinated wheat
• wheat which has begun to sprout
wild wheat
• type of wheat that developed from domestic wheat, wheat that grows in the wild

wheat را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sexi
خوشه ی گندم
Yekta
گندم
علي اصغر محمودي
رنگ گندمي
Artina.A
گندم[noun]

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wheat
کلمه : wheat
املای فارسی : وهیت
اشتباه تایپی : صاثشف
عکس wheat : در گوگل

آیا معنی wheat مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )