well paid

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: receiving a high level of pay, or one that would be satisfactory to most people.

- It's hard work, but the employees are well-paid and rarely complain.
[ترجمه دانیال] کسی کار سختی می کند اما شکایت نمی کند
|
[ترجمه Deltaforbidden] معنای خوش حساب بودن می دهد برای کسی که پولی را غرض می گیرد و به موقع و بی درد سر پس می دهد، تو ایران ما بهش می گفتیم، این آدما شریک مال مردمان😁
|
[ترجمه گوگل] کار سختی است، اما کارمندان حقوق خوبی دارند و به ندرت شکایت می کنند
[ترجمه ترگمان] کار سخت است، اما کارمندان حقوق خوبی دریافت می کنند و به ندرت شکایت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
She has a well - paid job as a software engineer.
او به عنوان مهندس نرم افزار، شغلی با حقوق خوب دارد.
Teaching is not always well paid, but it is rewarding.
معلمی همیشه پردرآمد نیست، اما ارزشمند است.
...
[مشاهده متن کامل]

Many well - paid positions require advanced degrees.
بسیاری از موقعیت های شغلی پردرآمد نیاز به مدارک تحصیلی پیشرفته دارند.
He is well paid for his expertise in finance.
او به خاطر تخصصش در امور مالی، حقوق خوبی دریافت می کند.

پُر درآمد
خوش درآمد
خوش پرداخت
دارای حقوق مکفی. با حقوق بالا. با دستمزد خوب
well - paid adj.
پول خوب/زیادی دریافت کردن
so how do you like your job?
It's boring. But I'm well - paid. I like the money!
کلمات متضاد :
Well paid #badly paid
حقوق خوب _ عالی
نون و آب دار
درآمدزا
در آمد بالا
حقوق بالا
حقوق زیاد
💰💸
حقوق بالا
در امد خوب
حقوق مکفی
adj:
حقوق کافی، پر درآمد
پر درآمد
دستمزد خوب
درآمد بالا
شغلی با در امد بالا
پول زیادی که ظرف یکماه گیرما میاید😊😊
با حقوق بالا
با دستمزد خوب

درآمد بالا
I'm well paid
من درآمد بالایی دارم
I have well paid job
من شغلی با درآمد بالا دارم

با حقوق بالا
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)