برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1468 100 1

weights

واژه weights در جمله های نمونه

1. weights and measures
اوزان و مقیاسات

2. placing weights at the bottom of a ship increases its stability
قرار دادن وزن در ته کشتی تعادل آنرا بیشتر می‌کند.

3. the weights of a scale
وزنه‌های ترازو

4. compare their weights
وزن آنها را با هم مقایسه کن.

5. table of weights and measures
جدول اوزان و مقیاسات

6. you should not lift heavy weights
شما نباید بار سنگین بلند کنید.

7. he put the watermellon on one scale and the weights on the other
هندوانه را روی یک کفه و وزنه‌ها را روی کفه‌ی دیگر گذاشت.

معنی کلمه weights به انگلیسی

lift weights
• lift dumbbells and other exercise weights, participate in weight-training exercises

weights را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد مصطفایی
معیارها
منصوره
وزنه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی weights مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران