برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

weighting

واژه weighting در جمله های نمونه

1. sensitive weighting scales
ترازوی (وزن سنجی) دقیق

معنی weighting در دیکشنری تخصصی

weighting
[عمران و معماری] توزین - وزن کردن
[برق و الکترونیک] وزن دادن تنظیم مصنوعی اندازه گیری برای حساب کردن ضرایبی که ، در استفاده عادی از ضرب کردن،آنها به نوعی متفاوت با شرایط حساب شده در طول اندازه گیری خواهد بود . مثلاً اندازه گیریهای نویز زمینه که می تواند با اعمال ضرایب یا قرار دادن شبکه ای برای کاهش مقادیر اندازه گیری شده به نسبت معکوس با اثرات تداخلی آنها، وزن دار شوند . - وزنی
[زمین شناسی] وزن دادن،توزین - یک روش آماری برای بیان اهمیت نسبی اندازه گیری های مختلف برای یک دسته داده ـ افزایش عمدی خطای آماری.
[نساجی] کاربرد املاح معدنی جهت سنگین کردن پارچه
[آب و خاک] روش وزنی
[نساجی] ماده وزن دهنده
[برق و الکترونیک] میانگین وزنی
[شیمی] ظرف توزین
[عمران و معماری] ضریب وزن - ضریب وزنی
[برق و الکترونیک] ضرایب وزنی
[برق و الکترونیک] عامل وزنی
[ریاضیات] عامل وزنه
[ریاضیات] تابع چگالی
[برق و الکترونیک] توابع وزنی
[عمران و معماری] روش وزنی
...

weighting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه
وزن دهی
نارسیس
ارزش، (ادری) فوق العاده گرانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر


آیا معنی weighting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )