برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

wee

/ˈwiː/ /wiː/

معنی: کوچولو، لحظهای، ریز، اندکی
معانی دیگر: (بسیار) زود، نخستین، (بسیار) کوچک، ریزه، ریزه پیزه، اسکاتلند کوچولو، یکی کمی

بررسی کلمه wee

صفت ( adjective )
حالات: weer, weest
(1) تعریف: very small or tiny.
مترادف: diminutive, minute, tiny
مشابه: itty-bitty, lilliputian, little, microscopic, midget, miniature, minuscule, small, teeny, weeny

- I'll have just a wee bit of that pie.
[ترجمه ترگمان] من فقط یه خورده از اون پای کوچولو رو می‌خورم
[ترجمه گوگل] من فقط یک کمی از آن کیک می خواهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He came to this country when he was just wee boy.
[ترجمه ترگمان] اون وقتی بچه بود به این کشور اومد
[ترجمه گوگل] وقتی او فقط پسر بچه بود، به این کشور آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: very early.
مشابه: early, small

- They set off in the wee hours before dawn.
[ترجمه ترگمان] چند ساعت قبل از سپیده‌دم راه افتادند
[ترجمه گوگل] آنها قبل از طلوع خورشید ساعتها را میگذرانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه wee در جمله های نمونه

1. wee hours of the morning
نخستین ساعات بامداد

2. they were bopping away till the wee hours
تا سپیده‌دم مشغول پای کوبی بودند.

3. He just needs to calm down a wee bit.
[ترجمه علی] او فقط نیاز دارد که کمی آرام شود.
|
[ترجمه ترگمان]او فقط باید کمی آرام شود
[ترجمه گوگل]او فقط نیاز به آرام کردن کمی عصبی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'll have a wee drop of cream in my coffee.
[ترجمه ترگمان]من یک قطره کرم تو قهوه می‌خورم
[ترجمه گوگل]من یک کپسول کرم در قهوه خواهم داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There's a wee cottage inside the grounds.
[ترجمه ترگمان]یک کلبه کوچک داخل محوطه هست
[ترجمه گوگل]کلبه ای در داخل زمین وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف wee

کوچولو (اسم)
kid , bantling , wee , half-pint
لحظهای (صفت)
wee
ریز (صفت)
small , little , fine , atomic , tiny , minute , wee , pony , teeny , minikin , snippety , weeny
اندکی (صفت)
wee , halfway

معنی عبارات مرتبط با wee به فارسی

(واژه ی کودکانه)، شاشیدن
(واژه ی کودکانه)، شاشیدن

معنی کلمه wee به انگلیسی

wee
• small amount; short period of time (scottish)
• tiny, minuscule; reduced
• wee means small or little; used in scottish english.
• when someone wees, they urinate; an informal use. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. i want a wee.
wee hours
• early hours of the morning
wee wee
• urine (baby talk)
wee wee
• urine (baby talk)

wee را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن امامی
خیلی کوچک
ادرار - شاش - مترادف pee

معنی دستشویی هم میده همون که ما میگیم دستشویی یک و دو (do need to wee?

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی wee

کلمه : wee
املای فارسی : وزه
اشتباه تایپی : صثث
عکس wee : در گوگل

آیا معنی wee مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )