برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1427 100 1

wear the pants


(عامیانه) رئیس خانواده بودن، (در خانواده) تصمیم گیری را به عهده داشتن

بررسی کلمه wear the pants

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to have the greatest authority or play the dominant role, as in a family.

واژه wear the pants در جمله های نمونه

1. Mr. Jay wears the pants in that family.
[ترجمه ترگمان] آقای \"جی\" شلوار اون خانواده رو پوشیده
[ترجمه گوگل]آقای جی شلوار را در آن خانواده می پوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Anyone can tell that she wears the pants in that family.
[ترجمه ترگمان] هرکسی می تونه بگه که اون شلوار اون خانواده رو پوشیده
[ترجمه گوگل]هر کسی می تواند بگوید که شلوار را در آن خانواده می پوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I don't wear the pants.
[ترجمه ترگمان]من شلوار نمی‌پوشم
[ترجمه گوگل]شلوار را نمی پوشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Chinese finally wear the pants in 194
[ترجمه ترگمان]سرانجام چینی‌ها شلوار را در ۱۹۴ به دست می‌آورند
[ترجمه گوگل]در نهایت چینی ها در سال 194 لباس می پوشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه wear the pants به انگلیسی

wear the pants
• be the controlling person in a household, be the authority, be in control (about a woman, usually regarding her relationship with her male partner)

wear the pants را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
سرپرست خانواده بودن
Figure
کسی که حرف اول و آخر رو در رابطه‌ای می زند، کنترل امور به دست اوست (معمولا زن)
refers to a more domineering person in a relationship who makes the important decisions
In that relationship it's very much Lorna who wears the pants, so to speak

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wear the pants
کلمه : wear the pants
املای فارسی : ویر تاه پنتس
اشتباه تایپی : صثشق فاث حشدفس
عکس wear the pants : در گوگل

آیا معنی wear the pants مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )