برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1433 100 1

we

/wi/ /wi/

معنی: ما، خودمان، ضمیر اول شخص جمع
معانی دیگر: (ضمیر فاعلی - اول شخص جمع) ما، مخفف: چهارشنبه

بررسی کلمه we

ضمیر ( pronoun )
(1) تعریف: used in reference to the speaker and one or more others.

- We became partners.
[ترجمه ماينا] ما همراه شديم
|
[ترجمه ترگمان] ما با هم شریک شدیم
[ترجمه گوگل] ما شریک شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: used by a sovereign in formal statements instead of I to impart an impersonal quality.

(3) تعریف: used by a writer or editor to create an impersonal tone.

(4) تعریف: often used in reference to people, collectively.

- We are destroying our planet.
[ترجمه ترگمان] داریم سیاره مون رو نابود می‌کنیم
[ترجمه گوگل] ما سیاره ما را از بین می بریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه we در جمله های نمونه

1. we accept this settlement without prejudice to our claim for a better settlement later on
این مصالحه را به شرطی می‌پذیریم که به حق ما نسبت به یک مصالحه‌ی بهتر در آینده صدمه نزند.

2. we acknowledged the nurse's kindness with a gift
با تقدیم هدیه‌ای از مهربانی‌های پرستار قدردانی کردیم.

3. we added another proviso to the contract
یک تبصره‌ی دیگر به قرارداد افزودیم.

4. we admired the soldiers' daring
ما تهور سربازان را مورد تحسین قرار دادیم.

5. we admired the view before the night swallowed it
ما آن منظره را پیش از آنکه شب آن‌را در کام خود فرو برد تحسین کردیم.

6. we admired the workmanship of esfahan handicrafts
ما ساخت خوب کارهای دستی اصفهان را مورد تحسین قرار دادیم.

7. we agree on the substance of your proposal but disagree on details
با اصل پیشنهاد شما موافقیم ولی در جزئیات اختلاف داریم.

8. we agreed on a price
درباره‌ی قیمت توافق کردیم.

9. we aim to please our customers
هدف ما خشنود کردن مشتریان است.

10. we aim to win in this race
ما می‌خواهیم در این مسابقه برنده شویم.

11. we alerted them to their duties
آنان را به وظایف خود آگاه کردیم ...

مترادف we

ما (ضمير)
our , we , us
خودمان (ضمير)
we , us , ours , ourselves , ourself
ضمیر اول شخص جمع (ضمير)
we

معنی عبارات مرتبط با we به فارسی

ازشخصخائن تنفروبیم داریم
ماخدارامی پرستیم
خطرهامارافراگرفته اند
اکنون بخت بما پشت کرده است
ما بدو تن مهندس نیازمند نیستیم re
ماهم همان حال را داریم
محترما اگاهی میدهد که
ماباهم وابسته ایم، ماباهم منسوبیم، ماباهم خویشیم
خیلی کند پیش میریم
باهم حرف نمیزنیم، با هم قهر هستیم
حالا با هم بی حساب شدیم
اکنون باهم برابرشدیم، دیگرحسابی نداریم
خواهشمنداست که
هنوززنده ایم ...

معنی we در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] حد روانی آتربرگ
[ریاضیات] در صورتی که بدانیم
[ریاضیات] مسأله تمام است، اثبات تمام است
[ریاضیات] دیدیم که
[ریاضیات] می بینیم که

معنی کلمه we به انگلیسی

we
• us, you and me; in place of i in certain formal usages
we all have our cross to bear
• every person has problems
we are
• we exist, we live, we occupy a position, we exist in a particular condition
we are dealing with
• we are up against, we are facing
we are solely to blame
• we are the only guilty ones
we have the honor
• we would like to introduce the honorable -
we haven't the foggiest
• we have no idea, we don't know
are we
• really? , indeed?

we را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

H.H
ما.خودمان.اول شخص جمع. و...
مهران
ضمیر اول شخص جمع (ما)
Hannaneh❤️😘😍
خود ما ،همه ی ما
فرشته عشق
ما
Me and you
من و تو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی we
کلمه : we
املای فارسی : و
اشتباه تایپی : صث
عکس we : در گوگل

آیا معنی we مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )