برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

waving

واژه waving در جمله های نمونه

1. a flag waving in the breeze
پرچمی که در نسیم در اهتزاز است.

2. a field of waving wheat
کشتزاری از گندمی که موج می‌زند

3. The soccer fans indulged their patriotism, waving flags and singing songs.
[ترجمه ترگمان]طرفداران فوتبال میهن‌پرستی خود را ابراز می‌کردند، پرچم‌ها را تکان می‌دادند و آواز می‌خواندند
[ترجمه گوگل]طرفداران فوتبال، وطن پرستی خود را تحسین می کردند، پرچم ها و آواز خواندن را تکان دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. John stormed into the meeting waving a piece of paper about.
[ترجمه ترگمان]جان با خشم به جلسه رفت و یک تکه کاغذ را در آن تکان داد
[ترجمه گوگل]جان به جلسه حمله کرد و یک تکه کاغذ در مورد آن را تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They shone the spotlight on a woman waving at the back of the audience.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها نور نورافکن روی یک زن که پشت تماشاگران دست تکان می‌داد، می‌درخشید
[ترجمه گوگل]آنها روی یک زن که در پشت مخاطب تکان می خورد، فریاد می زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه waving به انگلیسی

waving
• gesture of the hand in an up and down motion, fluttering
waving the flag
• surrendering, giving in, conceding
flag waving
• flag-waving is the expression of patriotic feelings in an excessively loud or exaggerated way.

waving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

aida
دست تکان دادن
غزل
دی
دست تکان دادن
Ayris Kianafshar
moving the hand from side to side
هستی
move your hands
دست تکان دادن
Asal
دست تکان دادان
نسیم
تکان دادن دست
امیر مهدی خلج
تکان دادن- موج زدن
Sajjadieh
اهتزاز ، برافراشته
N
۱-تکان دادن دست

۲ -خداحافظی کردن
UHN
تکان دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر


آیا معنی waving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )