برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1428 100 1

waterscape

/ˈwɔːtərˌskeɪp/ /ˈwɔːtəskeɪp/

معنی: اب دریا، منظره اب دریا
معانی دیگر: دورنمای دریا، دریانما، آبنما

واژه waterscape در جمله های نمونه

1. Flexible and utilizable as it is, waterscape has much effect on space organization and garden coordination.
[ترجمه ترگمان]انعطاف‌پذیر و با قابلیت انعطاف در عین حال، تاثیر زیادی بر سازمان فضایی و هماهنگی باغ دارد
[ترجمه گوگل]به عنوان قابل انعطاف و قابل استفاده است، watercape تاثیر زیادی بر سازمان فضایی و هماهنگی باغ دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Ecotype waterscape residential district is the trend of modern resident design.
[ترجمه ترگمان]منطقه مسکونی Ecotype waterscape روند طراحی ساکنان مدرن است
[ترجمه گوگل]منطقه مسکونی آبزی اکوتایپ روند طراحی مدرن ساکن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Aquatic plant is an important element of the waterscape, and it plays important roles in the landscaping and water purification.
[ترجمه ترگمان]گیاه آبزی یک عنصر مهم از the است و نقش‌های مهمی در محوطه‌سازی و تصفیه آب بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]گیاه آبزی یک عنصر مهم از آبریز است و نقش مهمی در محوطه سازی و تصفیه آب دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. First choice for water filtration of pool, spa, waterscape and water amusement ...

مترادف waterscape

اب دریا (اسم)
lough , waterscape
منظره اب دریا (اسم)
waterscape

معنی کلمه waterscape به انگلیسی

waterscape
• seascape, ocean vista, view of the sea; picture of a sea view

waterscape را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی waterscape
کلمه : waterscape
املای فارسی : وترسکپ
اشتباه تایپی : صشفثقسزشحث
عکس waterscape : در گوگل

آیا معنی waterscape مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )