برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

want

/ˈwɑːnt/ /wɒnt/

معنی: خواست، نیاز، نقصان، نداری، حاجت، عدم، فقدان، خواستن، محتاج بودن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، کسر داشتن، نداشتن، فاقد بودن، کم داشتن
معانی دیگر: خواستار شدن، دوست داشتن، میل داشتن، نیاز داشتن، بایستن، تحت تعقیب قرار دادن، دنبال کسی بودن، نیازمند بودن، فقیر بودن، در تنگدستی بودن، عسرت کشیدن، ویدش، کسری، کم آوردن، فقر، تنگدستی، خواسته، احتیاج

بررسی کلمه want

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: wants, wanting, wanted
(1) تعریف: to desire (something); wish for.
مترادف: desire, wish
مشابه: covet, crave, hanker after, hanker for, long for, yearn for

- He wants a bicycle for his birthday.
[ترجمه 😍] ان پسر برای روز تولد خود یک دوچرخه می خواهد
|
[ترجمه مریم] اون پسر برای تولدش یه دوچرخه میخواد
|
[ترجمه Gh] آن پسر برای تولدش یک دوچرخه می خواهد.
|
[ترجمه ترگمان] یه دوچرخه برای تولدش میخواد
[ترجمه گوگل] او برای روز تولد خود یک دوچرخه را می خواهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The workers want ...

واژه want در جمله های نمونه

1. want of money forced the school to close
نداشتن پول،مدرسه را وادار به تعطیل کرد.

2. want of wisdom
فقدان عقل و درایت

3. want in
خواستار یا مایل به وارد شدن (به جا یا شغل و غیره) بودن

4. want out (or off)
خواستار یا مایل به خارج شدن (از جا یاشغل و غیره) بودن

5. i want a good pair of shoes and money is no object
من یک جفت کفش خوب می‌خواهم و پول (آن) اهمیتی ندارد.

6. i want a more compact computer
یک کامپیوتر کم حجم‌تر می‌خواهم.

7. i want a shishkebab to go
یک چلوکباب برای بردن به منزل می‌خواهم.

8. i want my childern to have the best
می‌خواهم فرزندانم از بهترین‌ها برخوردار باشند.

9. i want none of it
اصلا نمی خواهم.

10. i want the seventh
هفتمی را می‌خواهم.

11. i want to be far from the maddenning noise of the city
می‌خواهم از سروصدای دیوانه کننده‌ی شهر دور شوم.

12. i want to go
می‌خواهم بروم.

13. i want to go back to iran again
دلم می‌خواهد ...

مترادف want

خواست (اسم)
wealth , wish , disposition , desire , will , request , demand , temptation , volition , eagerness , want , asset , property , tenure , desideratum
نیاز (اسم)
demand , want , requirement , need , necessity
نقصان (اسم)
want , depletion
نداری (اسم)
want , indigence
حاجت (اسم)
wish , want , need
عدم (اسم)
loss , absence , lack , deficiency , shortage , naught , nullity , inexistence , want , inexistency , nihility , non-availability , nonentity
فقدان (اسم)
loss , absence , lack , privation , forfeiture , bereavement , want
خواستن (فعل)
choose , wish , desire , will , call , invite , bone , intend , solicit , beg , ask , want , require , desiderate , invocate
محتاج بودن (فعل)
want , need
لازم داشتن (فعل)
want , require
نیازمند بودن به (فعل)
want
کسر داشتن (فعل)
want
نداشتن (فعل)
lack , want , miss
فاقد بودن (فعل)
lack , want , miss
کم داشتن (فعل)
lack , want

معنی عبارات مرتبط با want به فارسی

(امریکا- عامیانه ـ روزنامه) آگهی های طبقه بندی شده، آگهی های کوتاه، نیازمندی ها
خواستار یا مایل به وارد شدن (به جا یا شغل و غیره) بودن
خواستار یا مایل به خارج شدن (از جا یاشغل و غیره) بودن

معنی کلمه want به انگلیسی

want
• desire; lack, shortage; poverty; need, demand
• desire; need; be without; lack; be deficient; be impoverished
• if you want something, you feel a desire or a need for it.
• if something wants doing, it needs to be done.
• if you tell someone that they want to do a particular thing, you are advising them to do it.
• if someone is wanted, the police are searching for them.
• a want of something is a lack of it; a formal use.
• if you do something for want of something else, you do it because it is not possible to do the other thing; a formal expression.
• see also wanting.
want ad
• posting intended to find people to fill a job position
want to have one's cake and eat it
• want to have all benefits, is not willing to take the good with the bad
be in want
• lack, be in need
if you don't want
• if you don't wish, if you don't require, if you are not interested
if you want
• if you so desire, if you are interested, if you like
long felt want
• a persistent desire, unrelenting desire
the lord is my shepherd i shall not want
• as long as i am guided by god i will have everything that i need (biblical)
what do you want
• what would you like, what are you seeking, what do you desire
you can't always get what you want
• one must make a distinction between what one desires and what one already has

want را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حسین کریمی
نیازمند .....نداری
-h-
برای سوال=نیازی نداری؟ آیا میخواهی؟
Omid
خواستن
💙💚💛💜🖤❤💔
به معنای خواستن است مثلا= lwant a water
و گاهی برای پرسش نیز به کار میرود مثال=
What do you want
برای she /he/Itنیز wants به کار میرود .**
.....
سلام ب اقا یا خانمی ک اسمت قلبای رنگی رنگیه
شاید کلمه ی want ساده باشه
ولی شما اول برو راجع به چیزای دگ درست و دقیق مطالعه کن ک اشتباه نظر ندی


a water غلطه
چون آب جزء مایعاته و غیر قابل شمارش.
و با غیر قابل شمارش ها a و an به کار نمیره


باید بگی:

.I want water
یا
.I want some water

البته کلمه ی much هم با غیر قابل شمارش ها به کار میره

ممکنه جمله ی:

I want much water
هم درست باشه
ولی چون من ی زبان اموزم از این جمله مطمئن نیستم
امیدوارم اشتباه نباشه
مرسی ک نظرمو خوندین💕
Hooman
خواستن
فائزه عشائری
خواست،نیاز
1234
💜💜💜💜
خواستن،چیزی را در خواست کردن ،در خواست چیزی را داشتن
مرجان
مشتاق ،خواستن، تمنا با عشق قلبی
Farhood
تحت تعقیب بودن
صفت:
wanted
تحت تعقیب
هورا رهبری
تمایل داشتن
Erfan
Went به معنی نیاز داشتن است
گذشته= wanted
این کلمه رو با went اشتباه نگیرید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی want

کلمه : want
املای فارسی : وانت
اشتباه تایپی : صشدف
عکس want : در گوگل

آیا معنی want مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )