برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1409 100 1

waft

/ˈwɑːft/ /wɒft/

معنی: اهتزاز، نفخه، نسل اینده، وزش نسیم، نسیم، بحرکت دراوردن، بهوا راندن، روی هوا یا آب شناور ساختن
معانی دیگر: (در هوا یا بر سطح آب) به حرکت در آوردن، (نرم و آرام از جای خود) بلند کردن یا شدن، وزیدن، وزاندن، وزش ملایم، نرم باد، دمش، بو، رایحه، (مهجور- با تکان دست یا سر) علامت دادن، (برای خبر رسانی و غیره) تکان دست یا سر، حرکت موجی (دست یا سر)، روی هوایا اب شناور ساختن

بررسی کلمه waft

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: wafts, wafting, wafted
• : تعریف: to carry or cause to go gently on water or through the air.
مشابه: blow, float, glide, puff, send, whiff, whiffle, whisk

- The breeze wafted the scent of the flowers toward us.
[ترجمه ترگمان] باد عطر گل‌ها را به سمت ما می‌کشید
[ترجمه گوگل] نسیم فریاد می زد که عطر گل ها به سمت ما است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to float or be carried in air or on water; drift.
مترادف: drift, float
مشابه: blow, glide, trail

- Leaves wafted down from the tree.
[ترجمه ترگمان] برگ‌ها از درخت پایین رفتند
[ترجمه گوگل] برگ ها از درخت افتاده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to blow lightly, as wind.
مترادف: breeze
مشابه: blow, puff, whiff, whiffle
اسم ( noun )
(1) تعریف: a wafting movement, as of a breeze or a wave of water.
• مشابه: ...

واژه waft در جمله های نمونه

1. a waft of perfume drifted in through the window
رایحه‌ی عطر از پنجره به داخل می‌آمد.

2. every waft of the dusty air made her cough
هر وزش هوای غبار آلود،او را به سرفه می‌انداخت.

3. A waft of perfume drifted into Ingrid's nostrils.
[ترجمه ترگمان]عطری از عطر به مشامش رسید
[ترجمه گوگل]یک فریز عطر به داخل سوراخ سوراخهای انجید رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The talk began to waft over me, Halema's guttural Arabic being too quick and too difficult for me to catch.
[ترجمه ترگمان]صحبت کردن از طرف من شروع شد، زبان عربی guttural که تند و تند بود و برای من بسیار دشوار بود
[ترجمه گوگل]گفتگو شروع به پر كردن من كرد، زبان عربی Halema كه خیلی سریع و خیلی دشوار بود برای گرفتن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Then the train was gone, in a waft of vacuum that sent a sheet of newsprint spiraling into the sky.
[ترجمه ترگمان]سپس قطار با یک حرکت خلا که یک ورق کاغذ روزنامه را به سوی آسمان فرستاد، از بین رفت
[ترجمه گوگل]سپس قطار رفته بود، در خلال خاموشی که یک ورق خبرنامه را به آسمان پرتاب کرد
[ترجمه شما] ...

مترادف waft

اهتزاز (اسم)
waft , swing , sway , vibration , flutter , pulsation , vibratility
نفخه (اسم)
waft , whiff
نسل اینده (اسم)
waft
وزش نسیم (اسم)
waft
نسیم (اسم)
airflow , flatus , air , breeze , breath , waft , light air , zephyr
بحرکت دراوردن (فعل)
waft , bestir
بهوا راندن (فعل)
waft
روی هوا یا آب شناور ساختن (فعل)
waft

معنی کلمه waft به انگلیسی

waft
• sound or odor carried through the air; current or gust (of air, wind, etc.); slight breeze
• carry in the air; be carried by the wind, hover in the air
• if a sound or scent wafts or is wafted through the air, it moves gently through the air.

waft را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
to cause to go gently and smoothly through the air or over water
to carry lightly and smoothly through the air or over water
Pouria
(در مورد بو و عطر ) = پیچیدن

(در مورد باد و نسیم ) = وزیدن
علی هادی
پخش شدن و پیچیدن بو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی waft
کلمه : waft
املای فارسی : وفت
اشتباه تایپی : صشبف
عکس waft : در گوگل

آیا معنی waft مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )