برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

Worn out

/ˈwɔːrnˈaʊt/ /wɔːnaʊt/

(کاملا) کهنه، مندرس، از کار افتاده، فرسوده، خسته و کوفته، زهوار در رفته، کهنه

بررسی کلمه Worn out

صفت ( adjective )
(1) تعریف: no longer usable because of wear.
مشابه: decrepit, old, threadbare

- worn-out shoes
[ترجمه ترگمان] کفش‌های فرسوده
[ترجمه گوگل] پوشیده از کفش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: exhausted.
متضاد: energetic, peppy, refreshed
مشابه: beat, dead, jaded, limp, prostrate, run-down, tired, worn

- She was worn-out after a difficult day at work.
[ترجمه ترگمان] او پس از یک روز سخت کار فرسوده شده بود
[ترجمه گوگل] پس از یک روز سخت در کار، او از بین رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: lacking freshness or originality; trite.
مترادف: hackneyed, stale, tired
متضاد: fresh, original

- Your essay has too many worn-out phrases.
[ترجمه ترگمان] مقاله تو خیلی از جملات پوشیده شده
[ترجمه گوگل] مقاله شما بیش از حد بسیاری از عبارات فرسوده است
[ترجمه شما] ...

واژه Worn out در جمله های نمونه

1. the worn-out thread of an old screw
دندانه‌های ساییده شده‌ی یک پیچ قدیمی

2. He dropped into an armchair,utterly worn out.
[ترجمه ترگمان]روی یک صندلی راحت افتاد که کام لا فرسوده شده بود
[ترجمه گوگل]او به صندلی افتاد، کاملا فرسوده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Can we sit down? I'm worn out.
[ترجمه ترگمان]میشه بشینیم؟ خسته شدم
[ترجمه گوگل]آیا می توانیم بنشینیم؟ من کاملا خسته شدهام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her patience had/was at last worn out.
[ترجمه ترگمان]سرانجام صبر و شکیبایی او به پایان رسیده بود
[ترجمه گوگل]صبر و شکیبایی او تا به حال در گذشته بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. "You're worn out, Laura," he said. "Go home and get some rest. ".
[ترجمه ترگمان]او گفت: \" تو خسته شدی، لورا، برو به خانه و کمی استراحت کن \"
[ترجمه گوگل]او گفت: 'شما خسته شده اید، لورا ' رفتن به خانه و اس ...

معنی کلمه Worn out به انگلیسی

worn out
• tattered, frayed, worn thin; exhausted, used up
• worn-out things are too old, damaged, or out-of-date to be used any more.
• if you are worn-out, you are extremely tired, and feel no enthusiasm for anything.
• you can use worn-out to refer to opinions or attitudes that are out of date, or which you have heard many times before.
worn out clothes
• rags, old clothes, tattered garments

Worn out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

M
از دست رفته
abbas mohammadi
کهنه، از ریخت و قیافه افتاده
کامیار نوبختی
قدیمی ،زوار در رفته
Younes
پارو پوره
ایمان
داغون
الی^-^
خسته
مهدی خانی
زدوده شدن
Fatemeh Sk
از پا افتادن
صائب حیدری
درمانده،خیلی خسته،لِه و لَوَرده ( عامیانه )
extremely tired ,exhausted
سعید
خیلی خسته
Exhausted
Tired out

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی worn out

کلمه : worn out
املای فارسی : ورن آوت
اشتباه تایپی : صخقد خعف
عکس worn out : در گوگل

آیا معنی Worn out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )