برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1407 100 1

Wish

/ˈwɪʃ/ /wɪʃ/

معنی: دلخواه، مراد، مرام، ارزو، طلب، خواست، فرمایش، کام، خواهش، حاجت، خواستاربودن، ارزو داشتن، ارزو کردن، میل داشتن، خواستن
معانی دیگر: آرزو کردن یا داشتن، (دل) خواستن، (درود و غیره) گفتن، خواستار شدن، دستور دادن، خواهان شدن، تحمیل کردن، بویه، کامه، کاش، آیفت، میل، خواسته

بررسی کلمه Wish

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: wishes, wishing, wished
(1) تعریف: to long for; desire; want.
مترادف: desire, long for, want
مشابه: covet, crave, desiderate, will, will, yearn for

- She wished her husband's safe return.
[ترجمه کوشا] او آرزوی بازگشت امن همسرش را داشت.
|
[ترجمه آذری کیا] او آرزو کرد همسرش بسلامت برگردد
|
[ترجمه ترگمان] آرزو می‌کرد که‌ای کاش شوهرش در امان بود
[ترجمه گوگل] او آرزو بازگشت امن او را خواست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He had long wished to visit India and Nepal.
[ترجمه ترگمان] او مدت‌ها بود که می‌خواست از هند و نپال دیدن کند
[ترجمه گوگل] او مدت ها بود آرزو داشت به هند و نپال سفر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Wish در جمله های نمونه

1. wish somebody well (or ill)
خیر (یا شر) کسی را خواستن،آرزوی موفقیت (یا ناکامی) کسی را کردن

2. wish someone well
برای کسی آرزوی کامیابی کردن،خیر کسی را خواستن

3. her wish was granted
آرزویش برآورده شد.

4. i wish i were young again
دلم می‌خواهد دوباره جوان بودم.

5. i wish to enlist you in a good cause
می‌خواهم شما را به امر خیری دعوت کنم.

6. i wish to greet them personally
دلم می‌خواهد شخصا به آنها خوش آمد بگویم.

7. i wish to increase your enjoyment of this trip
میل دارم که بر لذت شما از این سفر بیافزایم.

8. i wish to move that the meeting be adjourned
میل دارم پیشنهاد کنم که جلسه به بعد موکول شود.

9. i wish you would desist from bombarding newspapers with letters
دلم می‌خواهد که دست از نامه‌پرانی به روزنامه‌ها برداری.

10. people wish not only to maintain their present standard of living but to raise it too
مردم نه تنها می‌خواهند سطح زندگی فعلی خود را حفظ کنند بلکه می‌خواهند آن را بالاتر هم ببرند.

11. to wish a person good morning
به کسی صبح بخیر گفتن

12. to wish a person to come ...

مترادف Wish

دلخواه (اسم)
accord , wish
مراد (اسم)
meaning , end , wish , desire , aim , purpose , intention , idea
مرام (اسم)
wish , desire , aim , intent , program , ideology , platform , principles , tenet , outlook
ارزو (اسم)
wish , appetence , appetency , desire , will , aspiration , ambition , wishing , appetite , ideal
طلب (اسم)
wish , desire , call , appeal , request , demand , search , quest
خواست (اسم)
wealth , wish , disposition , desire , will , request , demand , temptation , volition , eagerness , want , asset , property , tenure , desideratum
فرمایش (اسم)
order , wish , word , remark , command
کام (اسم)
mortise , wish , desire , palate , mortice
خواهش (اسم)
wish , desire , will , request , asking , begging , prayer
حاجت (اسم)
wish , want , need
خواستاربودن (فعل)
wish , will , solicit
ارزو داشتن (فعل)
wish , aspire , hope
ارزو کردن (فعل)
wish , desire , aspire , yearn , crave , desiderate
میل داشتن (فعل)
wish , desire , long
خواستن (فعل)
choose , wish , desire , will , call , invite , bone , intend , solicit , beg , ask , want , require , desiderate , invocate

معنی عبارات مرتبط با Wish به فارسی

برآوردن آرزو یا خواست، به مراد دل رسیدن
فهرست خواسته ها یا آرزوها
بدهیچکس رانخواهید
خیر (یا شر) کسی را خواستن، آرزوی موفقیت (یا ناکامی) کسی را کردن
برای کسی آرزوی کامیابی کردن، خیر کسی را خواستن
سخن بی معنی، مشروب ابکی، اب زیپو، حرف بی ربط و پوچ
(روان پزشکی) آرزوی مرگ، مرگ خواهی
خدامرادش راداد، خداحاجت اورابراورد

معنی Wish در دیکشنری تخصصی

wish
[ریاضیات] بخواهیم
[ریاضیات] هر چقدر بخواهیم بزرگ کنیم

معنی کلمه Wish به انگلیسی

wish
• desire; request; ambition; expression of desire; expression of a request; blessing, greeting
• desire; yearn, hope; aspire; greet; bless; command
• a wish is a desire for something.
• if you wish to do something, you want to do it; a formal use.
• if you wish that something were the case, you would like it to be the case, even though it is impossible or unlikely.
• if you wish for something, you express a desire that it should happen, often silently as part of a traditional ritual. verb here but can also be used as a count noun. e.g. the genie then granted sinbad three wishes.
• if you wish someone something such as good luck, you tell them that you hope they will have it.
• when you send someone your good wishes, you are indicating that you hope they will be happy or successful.
• you use wishes in expressions such as `best wishes' or `with all good wishes' at the end of informal letters, before you sign your name.
wish for better times
• desire to experience better days
wish him all speed
• bless him with much success
wish wash
• weak or watery drink; dull and uninteresting speech or writing; folderol
as you wish
• like you want, as you desire
death wish
• desire for death (by a person - about himself or someone else)
• a death wish is a conscious or unconscious desire to die or be killed.
expressed his wish
• made his desire known, expressed his hope, communicated his longing, expressed his aspiration
granted his wish
• satisfied his desire, agreed to his request
humble wish
• modest request, small wish
...

Wish را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

majid
امیدوار بودن
hichi
برایت ارزو میکنم
برایت امید وارم
Zohre
آرزو
Kavoosi
آرزو، خواستن
F
ارزومند
محمد رضا
I wish you a peaceful trip
babak_ri
خواسته
يار دلواري
آرزوي خواسته ي
If I wish
If I had a wish from God, it would be best for me
For the sake of our kindness I will not worry about the grace of God I trust in God The love that he wrote in his talents will not take away my eyes with the love which he has illuminated for me with all his goodness, and I believe in the mercy of God
اگه آرزوي كردم
اگه خواسته ي از خدا داشتم بهترينش رو ( با خلاف عقايد من با نوشته ي زيبايش برام , لطف وقشنگي سرنوشتم روبدون نگراني برام فهموند
براي داشته هايم از مهرباني لطف خدا نگراني به دل نخواهم داد توكل بخدا ميكنم عشقي كه خودش تو طالعم نوشت چشماني رو با عشقي كه خودش با همه ي خوبياش برام روشن كرد رو ازم نخواهد گرفت و من به اين حرفام و ارحمن راحمین بودن خدا ايمان دارم
محدثه فرومدی
تمایل داشتن، مایل بودن
هونام بصیری
آرزوی خوب برای کسی کردن say that you hope God things will happen
sportwoman
آرزو کردن
ملک نژاد
رویا ،خیال ، ارزو؛
مرجان
whish one day of our lives could be editet
میلاد علی پور
خواسته، کار
shahrzad
درخواست کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wish
کلمه : wish
املای فارسی : ویش
اشتباه تایپی : صهسا
عکس wish : در گوگل

آیا معنی Wish مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )