برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1473 100 1

Weeping

/ˈwiːpɪŋ/ /ˈwiːpɪŋ/

اشک ریزی، گریه، گریه و زاری، مویه، دارای شاخه های آویخته، گریان، پر اشک، توام با اشک ریزی، گریه کننده، تراوش دار

بررسی کلمه Weeping

صفت ( adjective )
(1) تعریف: showing strong emotions, such as grief or joy, by shedding tears.

- a weeping audience
[ترجمه ترگمان] حضار گریه می‌کردند
[ترجمه گوگل] مخاطب گرامی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: giving out liquid in drops; oozing.

- a weeping rock
[ترجمه ترگمان] یک صخره کوچک
[ترجمه گوگل] سنگ گرمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: having slim branches that bend downward, as a tree or shrub.

- a weeping beech
[ترجمه ترگمان] راش راش گریه می کنه
[ترجمه گوگل] راش گرده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Weeping در جمله های نمونه

1. weeping gratitude
امتنان توام با اشک‌ریزی

2. weeping willow
بید مجنون

3. a weeping willow's flexible branches
شاخه‌های قابل انعطاف بید مجنون

4. his mother was weeping and smiling at the same time
مادرش اشک می‌ریخت و در عین حال لبخند بر لب داشت

5. the wound is still weeping
از زخم هنوز خون می‌تراود.

6. i tried to calm the weeping child
سعی کردم کودک گریان را آرام کنم.

7. the usually imperturbable officer was now weeping
در آن هنگام افسری که معمولا خوددار بود،داشت اشک می‌ریخت.

8. his remark was a signal for a storm of weeping
اظهار او انگیزه‌ای بود برای توفانی از گریه و زاری.

9. I would like weeping with the smile rather than repenting with the cry,when my heart is broken ,is it needed to fix?
[ترجمه ترگمان]من دلم می‌خواهد با آن لبخند به جای پشیمانی در حالی که قلب من شکسته باشد، گریه کنم، آیا لازم است که آن را درست کنم؟
[ترجمه گوگل]من میخواهم با لبخند به گریه بپردازم تا گریه کنم، وقتی قلب من شکسته شود، آیا برای حل آن لازم است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با Weeping به فارسی

گریه پس ازخنده می اید، از پی خنده گریه است
(گیاه شناسی) بید مجنون (salix babylonica)، بید مجنون

معنی کلمه Weeping به انگلیسی

weeping
• cry; shed tears; mourn with tears; exude liquid, drip (as with sweat)
• crying, sobbing; exuding liquid; dripping; drooping over (about tree branches)
weeping eczema
• wet eczematous dermatitis (medicine)
weeping willow
• type of tree that has graceful and droopy branches
• a weeping willow is a type of willow tree. it has long, thin branches that hang down to the ground.

Weeping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

negar
گریه می کرد
عاطفه
(درخت و غیره )مجنون
لنا
گريه و زاري

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی weeping
کلمه : weeping
املای فارسی : ویپینگ
اشتباه تایپی : صثثحهدل
عکس weeping : در گوگل

آیا معنی Weeping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران