برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1688 100 1
شبکه مترجمین ایران

Web

/ˈweb/ /web/

معنی: تار، تار عنکبوت، بافته، تنیده، بافت یا نسج، تنیدن
معانی دیگر: (عنکبوت و غیره) تار، تنسته، (به ویژه دروغ) دسته، رشته، سلسله، (هر چیز شبیه تارعنکبوت از نظر ظرافت یا ساختمان و غیره) شبکه، (کامپیوتر) همباف، تورینه، وب، (جانورشناسی - به ویژه پنجه ی مرغابی و غیره) پرده، پرده دار کردن، پارچه، منسوج (به ویژه هر چیز بافته شده روی دستگاه جولایی)، (با دقت تعبیه یا بافته شده) تله، دام، در تله انداختن، (کالبدشناسی) نسج، بافت، غشا، شامه، (معماری ـ هر یک از قوس های میان دنده های تاق ضربی) قوسچه، زبانه، تیغه، (تیرآهن) جان، لچکی، (چاپ) طاقه ی کاغذ، لوله ی کاغذ (که قرقره وار کاغذ به ماشین روتاری می رساند)، با تار پوشاندن، تنسته دار کردن

بررسی کلمه Web

اسم ( noun )
(1) تعریف: a thin and fragile structure spun by spiders and the larvae of certain insects.
مترادف: cobweb
مشابه: gossamer

- A fly was caught in the spider's web.
[ترجمه حمید] یک مگس در تار عنکبوت گرفتار شد.
|
[ترجمه ترگمان] مگسی در تار عنکبوت گیر کرده بود
[ترجمه گوگل] یک پرواز در وب عنکبوت گرفتار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (sometimes cap.) shortened form of "World Wide Web," a part of the Internet consisting of a network of specially formatted documents, called pages, that are linked to each other (usu. preceded by "the").

- I'm sure you can find out the information on the web.
[ترجمه ترگمان] من مطمئنم که شما می‌توانید اطلاعات مربوط به وب را پیدا کنید
[ترجمه گوگل] من مطمئن هستم شما می توانید اطلاعات را در وب پیدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه Web در جمله های نمونه

1. a web of lies
یک سلسله دروغ

2. spider web
تار عنکبوت

3. the worldwide web
همباف جهانی

4. what a tangled web we weave, when first we practice to deceive
آدم متقلب عاقبت در دامی که برای دیگران گسترده است گرفتار خواهد شد

5. a spider weaves its web
عنکبوت تار خود را می تند.

6. the threads of a spider's web
رشته‌های تار عنکبوت

7. we were tangled in a web of needless laws
در شبکه‌ای از قوانین غیر ضروری گیر افتاده بودیم.

8. the spider waits for the victim to blunder into the web
عنکبوت صبر می‌کند تا طعمه کورکورانه در تار گرفتار شود.

9. The mass media forms a web of communications.
[ترجمه ترگمان]رسانه‌های جمعی یک وب ارتباطات را تشکیل می‌دهند
[ترجمه گوگل]رسانه های جمعی یک وب ارتباطات را تشکیل می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A spider's web can stretch considerably without weakening.
[ترجمه ترگمان]تار عنکبوت می‌تواند به طور قابل‌توجهی کاهش یابد بدون این که ضعیف شود
...

مترادف Web

تار (اسم)
chord , thread , fiber , filament , warp , web , sleave
تار عنکبوت (اسم)
net , web , cobweb
بافته (اسم)
texture , web , tissue , wale , mesh
تنیده (اسم)
web , tissue
بافت یا نسج (اسم)
web
تنیدن (فعل)
web , spin

معنی عبارات مرتبط با Web به فارسی

دارای پنجه های پرده دار، پاپرده ای چون مرغابی
(noun) وب‌سایت، سایت اینترنتی، تارنما، وب‌گاه، پایگاه اینترنتی
(جانور شناسی) تارتن (حشرات راسته ی embiidina - زیر خاک یا زیر پوست درخت زندگی می کنند) (webspinner هم می نویسند)، عنکبوت، جانوری که تار می تند
دارای پنجه های پرده دار، پا پرده ای چون مرغابی
پرده پا
پارچه کش دار، کش
تار عنکبوت

معنی Web در دیکشنری تخصصی

web
[عمران و معماری] جان - جان تیر - تیغه تیر
[کامپیوتر] وب 1. ابزار برنامه نویسی که d e knuth آن را ساخت تا تلید برنامه های ماجولار ( بخش بندی شده ) را ساده تر کرده و فهرستهای زیبایی از آنها را چاپ کند . 2. منظور از این اصطلاح همان شبکه ی جهانی world wide web است.
[زمین شناسی] جان ، جان تیر ، تیغه تیر
[نساجی] بافته - تار عنکبوتی دستگاه کارد- عینکی - استوانه اصلی رینگ - بدنه اصلی رینگ
[عمران و معماری] عامل عرضی
[کامپیوتر] آدرس وب رشته ای از کاراکترها که بیانگر فایلی قابل رویت در web است . مانند . http:// www. mindspring . com /melody / christian . htmi این آدرس یک پروتکل انتقال ( معمولاً http ) دامنه آدرس سایت ( مانند www. mindspring . com ) و به طور اختیاری یک مسیر دایر کتوری و یک نام فایل را مشخص می کند . در برخی از سیستمها مانند شکل زیر دایرکتوری به وسیله کاراکتر و نام حساب یک کاربر معین می شود . نگاه کنیدبه url
[عمران و معماری] نبشی جان
[زمین شناسی] نبشی جان
[عمران و معماری] میلگرد جان
[زمین شناسی] میلگرد جان
[کامپیوتر] مرور گر وب نگاه کنید به browser
[عمران و معماری] چین خوردن جان - لهیدگی جان - لهیدگی جان تیر
[عمران و معماری] اتصال جان به بال
[زمین شناسی] اتصال جان به بال
[نساجی] گیر ...

معنی کلمه Web به انگلیسی

web
• net created by a spider; net, mesh; world wide web, network of html documents which are linked together and located all over the world (computers, internet); weave, fabric; network (of lies, etc.)
• capture in a net, capture in a web; entangle in a web; weave a fabric, weave
• a web is a fine net that a spider makes from a sticky substance produced in its body.
• you can use web to refer to a complicated pattern, structure, or set of things; a literary use.
web based seminar
• webinar, seminar or lecture or workshop transmitted over the internet
web cam
• digital video camera attached to the computer the pictures of which can be accessed live on the internet
web fingered
• having a membrane of skin connecting between the fingers
web footed
• having toes which are joined by a membrane
web of lies
• collection of untruths, several untruths
web page
• html file with a unique url that can be accessed and displayed via the world wide web (internet)
web server
• (computers) program that provides web pages; software program which works as a daemon serving web documents
web site
• home page on the internet, html document on the internet
web smith
• one who creates world wide web pages (computers)
web spoofing
• faking an internet address in order to assume a user's identity and get access to other users' data; satirical description of a web site
food web
• food chain, pyramid-shaped structure illustr ...

Web را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پری
در نساجی : شبکه لیفی, لایه,
Emir
(عمران) شبکه
Hamid
وب
علی کاظمی
شبکه.
Farhood
a web of elaborate lies
یه رشته دروغ بزحمت سرهم شده
ایرزاد
web
واژه ای ایرانی- اروپایی که در پارسی امروز به دو شکل به جای مانده :
باف ، واف
پیش نهاد : وِب سایت = باف ساخت ( دارای ساختی بافوار یا باف گونه)
علی اصغر سلحشور
شبکه
web of roads: شبکه راهها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی web

کلمه : web
املای فارسی : وب
اشتباه تایپی : صثذ
عکس web : در گوگل

آیا معنی Web مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )