🔸 معادل فارسی:
• اقلیت پرسروصدا، اقلیت پر سر و صدا
• گروه کوچکی از مردم که نظرات خود را با صدای بلند و مؤثر ابراز می کنند
• کسانی که علی رغم تعداد کم، تأثیر زیادی در بحث یا تصمیم گیری دارند
• ( در مقابل "سکوت اکثریت" ) اقلیتی که به جای اکثریت ساکت صحبت می کند
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The school board received hundreds of emails from a vocal minority opposing the new curriculum, but a survey showed most parents supported it. "
هیئت مدیره مدرسه صدها ایمیل از یک اقلیت پر سروصدا علیه برنامه درسی جدید دریافت کرد، اما یک نظرسنجی نشان داد که بیشتر والدین از آن حمایت می کنند.
"Don't let a vocal minority on social media dictate your company's policies. Listen to your actual customers. "
نگذار یک اقلیت پر سروصدا در رسانه های اجتماعی سیاست های شرکتت را تعیین کند. به مشتریان واقعی ات گوش کن.
"The vocal minority demanding a four - day work week is very active online, but most employees in our industry haven't even asked for it. "
اقلیت پر سروصدایی که خواهان هفته کاری چهار روزه هستند در فضای آنلاین بسیار فعالند، اما بیشتر کارمندان صنعت ما حتی آن را درخواست نکرده اند.
• اقلیت پرسروصدا، اقلیت پر سر و صدا
• گروه کوچکی از مردم که نظرات خود را با صدای بلند و مؤثر ابراز می کنند
• کسانی که علی رغم تعداد کم، تأثیر زیادی در بحث یا تصمیم گیری دارند
• ( در مقابل "سکوت اکثریت" ) اقلیتی که به جای اکثریت ساکت صحبت می کند
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
هیئت مدیره مدرسه صدها ایمیل از یک اقلیت پر سروصدا علیه برنامه درسی جدید دریافت کرد، اما یک نظرسنجی نشان داد که بیشتر والدین از آن حمایت می کنند.
نگذار یک اقلیت پر سروصدا در رسانه های اجتماعی سیاست های شرکتت را تعیین کند. به مشتریان واقعی ات گوش کن.
اقلیت پر سروصدایی که خواهان هفته کاری چهار روزه هستند در فضای آنلاین بسیار فعالند، اما بیشتر کارمندان صنعت ما حتی آن را درخواست نکرده اند.