virility

/vəˈrɪləti//vɪˈrɪlɪti/

معنی: نیرومندی، مردی، رجولیت، قوه مردی
معانی دیگر: مردی، رجولیت، قوه مردی، نیرومندی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. There was no doubting his virility.
[ترجمه احسان صادقی] به مردانگی او شکی نبود
|
[ترجمه گوگل]هیچ شکی در جوانمردی او وجود نداشت
[ترجمه ترگمان]او به مردانگی او شک نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Children are also considered proof of a man's virility.
[ترجمه گوگل]کودکان نیز دلیلی بر مردانگی مرد در نظر گرفته می شوند
[ترجمه ترگمان]کودکان نیز به عنوان اثباتی بر مردانگی مردان در نظر گرفته می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A restrained virility that boded ill for anyone so incredibly foolish as to even think of challenging his authority.
[ترجمه گوگل]مردانگی مهار شده ای که برای هر کس به طرز باورنکردنی احمق بدی می آمد که حتی فکر به چالش کشیدن اقتدارش را می کرد
[ترجمه ترگمان]یک قدرت مردانگی مهار کننده که برای هر کسی بد شکل بود چنان احمقانه بود که حتی به فکر معارضه با قدرت خود نیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Despite his frailty he represented virility, he got results, he at least reacted mIghtily.
[ترجمه گوگل]علیرغم ضعفش، او نشان دهنده مردانگی بود، نتیجه گرفت، حداقل واکنش قدرتمندی نشان داد
[ترجمه ترگمان]او با وجود ضعف خود، قدرت مردانگی خود را نشان می داد، اما نتیجه گرفت، او دست کم به mightily واکنش نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His reputedly Herculean virility long remained a byword throughout the district over which he held sway.
[ترجمه گوگل]مردانگی مشهور هرکولی او مدتها در سراسر منطقه ای که او بر آن تسلط داشت، به عنوان یک کلمه کلیدی باقی ماند
[ترجمه ترگمان]او به مدت مدیدی مردانه به نظر می رسید که در سراسر ناحیه نفوذ کرده بود و قدرت تسلط بر آن را در سراسر منطقه حفظ کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Pottz marks a reversion to unreconstructed virility symbol.
[ترجمه گوگل]پوتز نشان دهنده بازگشت به نماد مردانگی بازسازی نشده است
[ترجمه ترگمان]فکر کردن به قدرت فکر کردن به قدرت مردانگی تو بستگی داره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Machismo is an exaggerated cult of virility which expresses itself in male assertions of superiority over females, and competition between men.
[ترجمه گوگل]Machismo یک فرقه اغراق آمیز از مردانگی است که خود را در اظهارات مردانه مبنی بر برتری بر زنان و رقابت بین مردان نشان می دهد
[ترجمه ترگمان]Machismo یک مکتب مردانه اغراق آمیز از مردانگی است که خود را در اظهار برتری مردان نسبت به زنان و رقابت بین مردان بیان می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. There was a virility about him that showed in his every movement.
[ترجمه گوگل]قدرتی در او وجود داشت که در هر حرکتش نمایان می شد
[ترجمه ترگمان]در او چنان مردانگی وجود داشت که هر حرکت او را نشان می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He remembered reading somewhere, though, that baldness shows virility.
[ترجمه گوگل]او به یاد آورد که جایی خوانده بود که طاسی نشان دهنده مردانگی است
[ترجمه ترگمان]به یاد می آورد که طاسی سرش به مردانگی نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. To deprive of virility or spirit; emasculate.
[ترجمه گوگل]سلب قدرت یا روحیه؛ تنزل دادن
[ترجمه ترگمان]نه آنکه او را از مردانگی و مردانگی محروم کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But first it needs to regain its virility.
[ترجمه گوگل]اما ابتدا باید قدرت خود را به دست آورد
[ترجمه ترگمان]اما اول باید مردانگی خود را بازیابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Maasai men are known to demonstrate their virility by spearing elephants.
[ترجمه گوگل]مردان ماسایی با نیزه زدن فیل ها مردانگی خود را نشان می دهند
[ترجمه ترگمان]مردم ماسایی به خاطر نشان دادن قدرت مردانگی خود توسط spearing شناخته می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Finally add virility with a Cedar note.
[ترجمه گوگل]در نهایت با یک نت سدر به مردانگی اضافه کنید
[ترجمه ترگمان]در پایان آن را با یک یادداشت سدر اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Hill with thick, calendar vicissitudes virility.
[ترجمه گوگل]تپه با پستی و بلندی های ضخیم و تقویمی
[ترجمه ترگمان]بالای تپه با فراز و نشیب های تقویم، بالا و پایین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نیرومندی (اسم)
potency, intensity, force, power, vigor, intension, virility

مردی (اسم)
man, manhood, virility, masculinity

رجولیت (اسم)
manhood, virility

قوه مردی (اسم)
virility

به انگلیسی

• masculinity; strength

پیشنهاد کاربران

قدرت جنسی مردانه
�مردانگی�
به مجموعه ای از ویژگی ها، رفتارها و نقش هایی گفته می شود که عموما مرتبط با پسران و مردان است. ( مثل شجاع بودن، با غیرت بودن، جوانمرد بودن که به عنوان بخشی از مردانگی تعریف میشوند )
توانمند
قوای جنسی
مردانگی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما