🔸 معادل فارسی:
• تغییر حال وهوا / چرخش فضا
• عوض شدن حس و حال کلی
• تغییر جو و اتمسفر
• چرخش روحیه و نگرش جمعی
🔸 مثال ها:
• Enablers turn on Trump as Republican vibe shift grips party.
... [مشاهده متن کامل]
همدستان ترامپ علیه او موضع می گیرند، در حالی که تغییر حال وهوای جمهوری خواهان حزب را فرا گرفته است.
• There's been a real vibe shift in the office since the new manager arrived.
از زمانی که مدیر جدید آمد، حال وهوای دفتر واقعاً عوض شده است.
• The vibe shift among young voters is worrying for both parties.
تغییر حال وهوای رأی دهندگان جوان برای هر دو حزب نگران کننده است.
• تغییر حال وهوا / چرخش فضا
• عوض شدن حس و حال کلی
• تغییر جو و اتمسفر
• چرخش روحیه و نگرش جمعی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
همدستان ترامپ علیه او موضع می گیرند، در حالی که تغییر حال وهوای جمهوری خواهان حزب را فرا گرفته است.
از زمانی که مدیر جدید آمد، حال وهوای دفتر واقعاً عوض شده است.
تغییر حال وهوای رأی دهندگان جوان برای هر دو حزب نگران کننده است.