🔸 معادل فارسی:
• ناراحت کننده / آزاردهنده ( از نظر عاطفی یا روانی )
• ( در کاربرد خبری ) هشداردهنده و نگران کننده
• ( در کاربرد عمومی ) باعث ناراحتی و اضطراب
🔸 مثال ها:
The news of the accident was deeply distressing.
... [مشاهده متن کامل]
خبر این تصادف عمیقاً ناراحت کننده بود.
She found the discussion extremely distressing.
او آن بحث را بسیار آزاردهنده و ناراحت کننده یافت.
The documentary showed distressing images of the war.
این مستند تصاویر ناراحت کننده ای از جنگ نشان داد.
• ناراحت کننده / آزاردهنده ( از نظر عاطفی یا روانی )
• ( در کاربرد خبری ) هشداردهنده و نگران کننده
• ( در کاربرد عمومی ) باعث ناراحتی و اضطراب
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
خبر این تصادف عمیقاً ناراحت کننده بود.
او آن بحث را بسیار آزاردهنده و ناراحت کننده یافت.
این مستند تصاویر ناراحت کننده ای از جنگ نشان داد.
🔸 معادل فارسی:
• روزنامه نگار کهنه کار / خبرنگار با سابقه
• ( در کاربرد حرفه ای ) فردی با سال ها تجربه در عرصه ی روزنامه نگاری
• ( در کاربرد توصیفی ) خبرنگاری که به دلیل تجربه و اعتبار، منبعی قابل اطمینان محسوب می شود
• روزنامه نگار کهنه کار / خبرنگار با سابقه
• ( در کاربرد حرفه ای ) فردی با سال ها تجربه در عرصه ی روزنامه نگاری
• ( در کاربرد توصیفی ) خبرنگاری که به دلیل تجربه و اعتبار، منبعی قابل اطمینان محسوب می شود