versification

/ˌvɜːrsɪfɪˈkeɪʃn̩//ˌvɜːsɪfɪˈkeɪʃn̩/

معنی: شاعری، نظم سازی، قافیهپردازی، قافیهسازی
معانی دیگر: نظم نویسی، تصنیف شعر، شعرگویی، عروض و قافیه، سجع، سبک شعر، ساختار شعر

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or art of making verse.
مشابه: poetry

(2) تعریف: the art, theory, or practice of poetic composition.
مشابه: poetry

(3) تعریف: the form of a poem; verse form; metrical structure.

(4) تعریف: a version in verse of a work originally created in prose.

جمله های نمونه

1. the rules of versification
قواعد شعر پردازی

2. Since there is a limited scope for polished versification of good sense and elegant learning, poetry declines towards extinction.
[ترجمه گوگل]از آنجایی که دامنه محدودی برای بیان صیقلی حس خوب و یادگیری ظریف وجود دارد، شعر رو به انقراض می رود
[ترجمه ترگمان]از آنجا که یک حوزه محدود برای versification صیقل یافته از عقل سلیم و یادگیری عالی وجود دارد، شعر به سمت خاموش سازی کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The versification system of Taixia Xinzou essentially conforms to that of Zhongyuan Yinyun, with some exceptions influenced largely by the Southern dialects.
[ترجمه گوگل]نظام صیغه‌پردازی Taixia Xinzou اساساً با سیستم Zhongyuan Yinyun مطابقت دارد، با برخی استثناها که عمدتاً تحت تأثیر گویش‌های جنوبی قرار دارند
[ترجمه ترگمان]سیستم versification of اساسا با آن of Yinyun مطابقت دارد، که برخی استثناها تا حد زیادی تحت تاثیر گویش های جنوب قرار گرفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Di versification can' t disperse enterprise' s operating risk.
[ترجمه گوگل]تنوع بخشی نمی تواند ریسک عملیاتی شرکت را پراکنده کند
[ترجمه ترگمان]دی versification نمی تواند ریسک عملیاتی شرکت را پراکنده کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The pastoral names of the characters and the type of versification employed correspond to the rustic mood.
[ترجمه گوگل]نام‌های شبانی شخصیت‌ها و نوع صیغه به کار رفته با حال و هوای روستایی مطابقت دارد
[ترجمه ترگمان]نام های شبانی حروف و نوع of که به کار رفته مربوط به حالت روستایی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In this volume Storni skilfully explored the many possibilities of recreating meaning in rhythm by means of freer versification.
[ترجمه گوگل]در این جلد، استورنی به طرز ماهرانه‌ای امکانات فراوانی را برای بازآفرینی معنا در ریتم با استفاده از ابیات آزادتر بررسی کرد
[ترجمه ترگمان]در این کتاب با مهارت بسیاری از احتمالات مربوط به احیای معنا را با استفاده از versification آزادتر بررسی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Through discussion one will understand more clearly the purposes of versification being used in order to have better mastery of it in appreciation and translation of an original poetry.
[ترجمه گوگل]از طریق بحث و گفتگو، به وضوح بیشتر متوجه می‌شویم که چه هدفی از شعر نویسی به کار می‌رود تا در قدردانی و ترجمه یک شعر اصیل تسلط بهتری داشته باشیم
[ترجمه ترگمان]از طریق بحث یکی به وضوح اهداف of مورد استفاده قرار می گیرد تا تسلط بهتری بر آن در قدردانی و ترجمه یک شعر اصیل داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. When I read Yang Mengfang's poems, I deeply appreciate the versification, the poetic art and poetic teaching. His poems are filled with freshness. He merits a good name of Laurel.
[ترجمه گوگل]وقتی اشعار یانگ منگ فانگ را می خوانم، عمیقاً از شعرگویی، هنر شاعرانه و آموزه های شاعرانه قدردانی می کنم اشعار او سرشار از طراوت است او شایسته نام خوب لورل است
[ترجمه ترگمان]وقتی اشعار یانگ s را خواندم، از the، هنر شاعرانه و هنر شاعرانه قدردانی کردم اشعارش سرشار از تازگی و تازگی است اون لیاقت یه اسم خوب از \"لارل\" رو داره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The paper concludes that LIN's innovation lies in the versification and the profound influence of architectural art upon poetry.
[ترجمه گوگل]این مقاله نتیجه می گیرد که نوآوری LIN در تطبیق و تأثیر عمیق هنر معماری بر شعر نهفته است
[ترجمه ترگمان]این مقاله نتیجه گیری می کند که نوآوری لین در the و تاثیر عمیق هنر معماری بر شعر نهفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The second chapter is on the musical elements of Thai poetry, including the history of Thai poetry, conversational habits, and the versification of Thai poetry in details.
[ترجمه گوگل]فصل دوم در مورد عناصر موسیقایی شعر تایلندی، از جمله تاریخ شعر تایلندی، عادات محاوره ای، و شعر تایلندی در جزئیات است
[ترجمه ترگمان]فصل دوم بر روی عناصر موسیقی شعر تایلندی، از جمله تاریخ شعر تایلندی، عادات محاوره ای و the شعر تایلندی در جزئیات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Obscure Poetry makes a great progress at the liberation of man and construction of versification and inaugurates a new era in literature.
[ترجمه گوگل]شعر مبهم در رهایی انسان و ساختن شعر پیشرفت بزرگی می کند و عصر جدیدی را در ادبیات آغاز می کند
[ترجمه ترگمان]شعر گمنام موجب پیشرفت عظیمی در آزادی انسان و ساخت of می شود و عصر جدیدی را در ادبیات افتتاح می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. From the development of Yongwu poems, those in Liang Dynasty are the most important versification.
[ترجمه گوگل]از توسعه اشعار یونگ وو، شعرهای سلسله لیانگ مهم ترین ابیات هستند
[ترجمه ترگمان]از توسعه اشعار Yongwu، آن هایی که در دودمان لیانگ هستند مهم ترین versification هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شاعری (اسم)
poesy, versification

نظم سازی (اسم)
versification

قافیه پردازی (اسم)
versification

قافیه سازی (اسم)
versification

انگلیسی به انگلیسی

• writing of poems; meter, rhythm, weight (of poetry); conversion of prose into poetry; poetical version of a written work

پیشنهاد کاربران

Here’s a breakdown of the **root word "VERSE"**, its **collocations**, **derivatives**, and **example sentences** with translations in Farsi ( without transliteration ) .
- - -
### **Root Word: VERSE**
...
[مشاهده متن کامل]

**Meaning**: A line of poetry or a section of a song.
**Farsi Translation**: بیت ( شعر ) یا بخشی از آهنگ
- - -
### **Collocations with "VERSE"**
1. **Write a verse**
2. **Memorize a verse**
3. **Sing a verse**
4. **Recite a verse**
5. **Compose a verse**
- - -
### **Derivatives of "VERSE"**
1. **VERSED** ( adjective ) : Experienced or skilled in something.
2. **VERSIFY** ( verb ) : To turn something into verse.
3. **VERSIFICATION** ( noun ) : The act of composing verses.
4. **VERSATILE** ( adjective ) : Able to adapt to many different functions or activities.
5. **VERSATILITY** ( noun ) : The quality of being versatile.
- - -
### **Example Sentences**
#### **1. VERSE**
1. **Easy**: She wrote a beautiful verse for her friend.
**Farsi**: او یک بیت زیبا برای دوستش نوشت. ✍️
2. **Medium**: The poet recited a verse from his latest poem.
**Farsi**: شاعر یک بیت از آخرین شعرش را خواند. 📖
3. **Hard**: The song’s opening verse captures the essence of love.
**Farsi**: بیت اول آهنگ، جوهر عشق را به تصویر می کشد. 🎶
4. **Advanced**: Each verse of the Quran carries deep meaning.
**Farsi**: هر آیه قرآن معنای عمیقی دارد. 📜
5. **Expert**: The playwright included a verse in the middle of the dialogue.
**Farsi**: نمایشنامه نویس یک بیت شعر در میان دیالوگ ها گنجاند. 🎭
- - -
#### **2. VERSED**
1. **Easy**: He is well - versed in mathematics.
**Farsi**: او در ریاضیات تبحر دارد. 🧮
2. **Medium**: She is versed in the art of negotiation.
**Farsi**: او در هنر مذاکره مهارت دارد. 💼
3. **Hard**: The professor is versed in ancient history.
**Farsi**: استاد در تاریخ باستان تبحر دارد. 🏛️
4. **Advanced**: To succeed in this field, you must be versed in modern technology.
**Farsi**: برای موفقیت در این زمینه، باید در فناوری مدرن تبحر داشته باشید. 💻
5. **Expert**: The lawyer is well - versed in international law.
**Farsi**: وکیل در حقوق بین الملل تبحر دارد. ⚖️
- - -
#### **3. VERSIFY**
1. **Easy**: The teacher asked the students to versify their stories.
**Farsi**: معلم از دانش آموزان خواست داستان هایشان را به شعر تبدیل کنند. 🎒
2. **Medium**: He tried to versify his feelings but found it difficult.
**Farsi**: او سعی کرد احساساتش را به شعر تبدیل کند اما برایش سخت بود. 💭
3. **Hard**: The poet versified the ancient tale into a modern epic.
**Farsi**: شاعر داستان قدیمی را به یک حماسه مدرن تبدیل کرد. 🏺
4. **Advanced**: Versifying prose requires a deep understanding of rhythm.
**Farsi**: تبدیل نثر به شعر نیازمند درک عمیقی از ریتم است. 🎼
5. **Expert**: She versified the entire novel into a series of sonnets.
**Farsi**: او کل رمان را به مجموعه ای از غزل ها تبدیل کرد. 📚
- - -
#### **4. VERSIFICATION**
1. **Easy**: The versification of the story made it more enjoyable.
**Farsi**: شعرگونه کردن داستان آن را جذاب تر کرد. 📖
2. **Medium**: Versification is an important skill for poets.
**Farsi**: شعرسرایی مهارت مهمی برای شاعران است. ✒️
3. **Hard**: The versification of the text added a lyrical quality.
**Farsi**: شعرگونه کردن متن به آن کیفیتی آهنگین بخشید. 🎶
4. **Advanced**: The versification of ancient myths is a common practice.
**Farsi**: شعرگونه کردن افسانه های قدیمی یک روش رایج است. 🏛️
5. **Expert**: His versification of the historical events was praised by critics.
**Farsi**: شعرگونه کردن وقایع تاریخی او توسط منتقدان تحسین شد. 🏆
- - -
#### **5. VERSATILE**
1. **Easy**: She is a versatile artist who paints and sings.
**Farsi**: او یک هنرمند همه کاره است که نقاشی می کند و آواز می خواند. 🎨🎤
2. **Medium**: This tool is versatile and can be used for many tasks.
**Farsi**: این ابزار همه کاره است و برای کارهای زیادی استفاده می شود. 🔧
3. **Hard**: The actor is known for his versatile roles in movies.
**Farsi**: بازیگر به خاطر نقش های متنوعش در فیلم ها معروف است. 🎬
4. **Advanced**: A versatile mind is essential for solving complex problems.
**Farsi**: ذهنی همه کاره برای حل مشکلات پیچیده ضروری است. 🧠
5. **Expert**: The software is versatile enough to handle multiple programming languages.
**Farsi**: این نرم افزار به اندازه ای همه کاره است که چندین زبان برنامه نویسی را پشتیبانی می کند. 💻
deepseek

نظم دهی ( نظم به معنای شعر و قافیه دار بودن )

بپرس