ventriloquize


گفتار بطنی کردن، شکم گویی کردن

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
• این واژه در متون ادبی، نقد سیاسی، و روانشناسی برای توصیف بیان غیرمستقیم افکار به کار می رود.
• در علوم سیاسی، به موقعیت هایی اشاره دارد که یک فرد یا گروه، حرف های خود را از زبان یک �عروسک خیمه شب بازی� سیاسی ( مانند یک سخنگوی دست نشانده ) بیان می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Ventriloquize" ( همان واژه در کاربرد فنی و استعاری )
• "Speak for" ( به جای کسی حرف زدن – در کاربرد استعاری )
• "Channel" ( از زبان کسی چیزی را بیان کردن )

ونتریلوکوئایز ( با تأکید بر هجای دوم )
🔸 معادل فارسی:
• به جای کسی حرف زدن / به زبان دیگری سخن گفتن
• ( در معنای استعاری ) افکار یا عقاید خود را از زبان دیگری بیان کردن
🔸 مثال ها:
• "The politician was accused of ventriloquizing the views of his wealthy donors. "
...
[مشاهده متن کامل]

آن سیاستمدار متهم شد که افکار اهداکنندگان ثروتمند خود را به زبان می آورد ( یعنی از زبان خودش، حرف های آنها را بیان می کند ) .
• "In his novel, the author ventriloquizes the voices of different social classes. "
نویسنده در رمان خود، صداهای اقشار مختلف اجتماعی را از زبان شخصیت هایش به تصویر می کشد.
• "She ventriloquized her own fears through the character in her play. "
او ترس های خود را از طریق شخصیت نمایشنامه اش بیان کرد.