vegetative

/ˌvedʒəˈteɪtɪv//ˈvedʒɪtətɪv/

معنی: گیاهی
معانی دیگر: رویش انگیز، رشدآور، گیاه وار، فاقد پویایی فکری یا جسمی، نباتی، وابسته به رستنی ها، وابسته به رشد گیاه، رویشی، روینده، رویش کننده، گیاه پرور

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: vegetive (adj.), vegetatively (adv.), vegetativeness (n.)
(1) تعریف: having to do with plants or their growth and nutrition.

(2) تعریف: dull, lazy, or inactive.

- a vegetative way of life
[ترجمه ترگمان] یک نوع نباتی از زندگی
[ترجمه گوگل] یک شیوه زندگی گیاهی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: having to do with asexual reproduction, as by fission.

جمله های نمونه

1. vegetative materials
مواد رویش انگیز

2. a lazy student who leads a vegetative existance
شاگرد تنبلی که گیاه وار زندگی می کند

3. She was in what was described as a vegetative state.
[ترجمه ترگمان]او در چیزی بود که به عنوان یک حالت نباتی توصیف شد
[ترجمه گوگل]او در آن چیزی بود که به عنوان یک کشور رویشی توصیف شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A period of vegetative propagation follows.
[ترجمه ترگمان]یک دوره تکثیر نباتی از قرار زیر است
[ترجمه گوگل]دوره ای از انتشار رویشی به شرح زیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. One of these methods of vegetative reproduction is typical for some species; others utilize both methods mentioned above.
[ترجمه ترگمان]یکی از این روش ها از تکثیر گیاهی برای برخی از گونه ها معمول است؛ برخی دیگر از هر دو روش ذکر شده در بالا استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]یکی از این روش های بازتولید رویشی برای بعضی گونه ها معمول است؛ دیگران از هر دو روش ذکر شده در بالا استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In addition, the plants obtained by vegetative reproduction are relatively mature and develop quickly.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، گیاهان به دست آمده از تولید مثل گیاهی نسبتا بالغ هستند و به سرعت رشد می کنند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، گیاهانی که از طریق تولید مثل گیاهی تولید می شوند نسبتا بالغ و به سرعت رشد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He had been in a persistent vegetative state since being crushed in the Hillsborough disaster on April 198
[ترجمه ترگمان]او از زمان خرد شدن در حادثه Hillsborough در ۱۹۸ آوریل در یک حالت نباتی پایدار بود
[ترجمه گوگل]او از زمان خرد شدن در فاجعه هیلزبورو در آوریل 1981 در یک منطقه گیاهی مداوم بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The second method, budding is where vegetative propagation becomes distinctly more involved, difficult - and interesting.
[ترجمه ترگمان]روش دوم، جوانه زنی در جایی است که تکثیر گیاهی به طور متمایز در آن دخیل، دشوار - و جالب می شود
[ترجمه گوگل]روش دوم، جوانه زدن این است که در آن گسترش میوه های گیاهی به طور واضح بیشتر درگیر، دشوار و جالب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. With some Aponogeton and with larger Echinodorus vegetative propagation usually takes place spontaneously, with exceptions.
[ترجمه ترگمان]با برخی Aponogeton و با افزایش بیشتر تکثیر گیاهی، معمولا به طور خود به طور خود به طور خودبخود اتفاق می افتد
[ترجمه گوگل]با برخی از Aponogeton و با گسترش بزرگ گیاه Echinodorus معمولا اتفاق می افتد خود به خود، با استثناء
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A further source of vegetative reproduction lies in the rhizomes of numerous species.
[ترجمه ترگمان]یک منبع دیگر تکثیر گیاهی در the گونه های متعدد است
[ترجمه گوگل]منبع دیگری از باروری رویشی در ریزوم های گونه های متعدد قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The performance of the transplants was measured by vegetative growth expressed as dry weight at harvest after twelve months.
[ترجمه ترگمان]عملکرد پیوند با رشد گیاهی به عنوان وزن خشک در برداشت بعد از دوازده ماه اندازه گیری شد
[ترجمه گوگل]عملکرد پیوند ها بوسیله رشد رویشی بیان شده به عنوان وزن خشک در برداشت پس از دوازده ماه اندازه گیری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Propagation is by means of the vegetative buds appearing on the leaves.
[ترجمه ترگمان]تکثیر به وسیله جوانه گیاهی ظاهر شده بر روی برگ ها است
[ترجمه گوگل]انتشار با استفاده از جوانه های رویشی در برگ ها ظاهر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The morphology and anatomy of vegetative organs of 10 species of herbaceous plant on Lianfeng Mountain were studied using paraffin section technology.
[ترجمه ترگمان]مورفولوژی و آناتومی اندام های رویشی گیاه of در کوه Lianfeng با استفاده از فن آوری بخش پارافین مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]مورفولوژی و آناتومی ارگان های رویشی 10 گونه گیاه علفی در کوه لیانفنگ با استفاده از تکنولوژی پارافین مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Efficient methods of vegetative propagation and improved screening techniques are also required.
[ترجمه ترگمان]روش های کارآمد تکثیر گیاهی و تکنیک های غربالگری بهبود یافته نیز مورد نیاز هستند
[ترجمه گوگل]روشهای موثر پرورش رویشی و تکنیک های غربالگری بهتر نیز مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گیاهی (صفت)
herbal, herbaceous, vegetative, vegetal, vegetive

به انگلیسی

• concerning plants and plant growth; relating to development and growth (as opposed to sexual reproduction); having a dull or excessively immobile lifestyle
vegetative means relating to or involving plant life and growth.
you can say that someone is in a vegetative state when their brain has been damaged and they are unable to move or think.

پیشنهاد کاربران

نباتی
تنبلی
عدم تحرک
نیاز های پایه هر موجود زنده
سکس خوردن خوابیدن. . .
بخش نباتی زندگی
در پزشکی: آدم مرگ مغزی شده
رشدی
رویشی؛ نامیه؛ مانند بازگشت هاگ ها به شرایط رویش پس از رفع شرایط لَختی ( inertia ) در پیِ بروز شرایط خشکی، گرما، و فقدان مواد مغذی در محیط
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما