varus


(پزشکی)، (کفل یا زانو یا پا) کج، چنبری، پای چنبری، کجی، خمیدگی

جمله های نمونه

1. The measured variables were axial rotation, varus angulation, lateral translation, and anterior translation.
[ترجمه ترگمان]متغیرهای اندازه گیری شده، چرخش محوری، varus angulation، ترجمه جانبی و برگردان پیشین بودند
[ترجمه گوگل]متغیرهای اندازه گیری شده عبارت بودند از چرخش محوری، زاویه واروس، ترجمه جانبی و ترجمه قدامی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is superior than traditional intertrochanteric varus osteotomy plus spica plaster fixator of hip.
[ترجمه ترگمان]این is از intertrochanteric سنتی varus osteotomy plus plus spica fixator of است
[ترجمه گوگل]این است که برتر از استروترومای معمول واروس استتوتومی به علاوه جاسوسی گچ ثابت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Results The cubitus varus of all cases were corrected satisfactorily.
[ترجمه ترگمان]نتایج The varus از همه موارد بطور رضایت بخشی اصلاح شدند
[ترجمه گوگل]نتایج: هر واریس cubitus در تمامی موارد تصحیح شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Results: The ischemic contracture, cubitus varus and anchylosis did not occurred in all the patients followed more than 2 years.
[ترجمه ترگمان]نتایج: ischemic contracture، cubitus varus و anchylosis در تمام بیماران بعد از ۲ سال رخ نداده اند
[ترجمه گوگل]نتایج: در تمام بیماران پس از بیش از 2 سال، انسداد ایسکمیک، واریس واژن و آنچیلوزیس رخ نداد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Cubitus varus deformity is one of the most common complications of humerus supracondylar fracture in children.
[ترجمه ترگمان]نقص مادرزادی Cubitus یکی از عوارض معمول شکستگی استخوان بازو در کودکان است
[ترجمه گوگل]دچار تغییر شکل وریوس Cubitus یکی از شایع ترین عوارض شکست سوپراکاندیلار humerus در کودکان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Objective:To explore the pathomorphism features of cubitus varus deformity following humerus supracondylar fracture.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی ویژگی های pathomorphism نقص شکل زیر، شکستگی استخوان بازو
[ترجمه گوگل]هدف: برای بررسی ویژگی های پاتوژنزراری دچار پارگی کوبیت پس از شکستگی سوپراکاندیلار هیپرمارکت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Cubitus varus is the most difficult question in the treatment of humeral supracondylar fracture in children.
[ترجمه ترگمان]Cubitus varus دشوارترین سوال در مورد شکست humeral supracondylar در کودکان است
[ترجمه گوگل]Cubitus varus مشکل ترین در درمان شکستگی سوپراکاندیلار مردانه در کودکان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Results All cases of fracture healed without severe complication such as infection, limited flection orextensioin of elbow joint and cubitus varus.
[ترجمه ترگمان]نتایج تمامی موارد شکستگی بدون عوارض شدید مانند عفونت، محدود flection orextensioin آرنج و cubitus varus بهبود یافت
[ترجمه گوگل]نتایج: همه موارد شکستگی بدون عارضه شدید مانند عفونت، فک و یا مفصل آرنج مفصل آرنج و واروس cubitus بهبودی یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Objective:To explore the new therapeutics of Chinese synthetism in the treatment of varus fracture dislocation of ankle joint.
[ترجمه ترگمان]هدف: کاوش برای درمان جدید of چینی در درمان dislocation شکستگی قوزک پا
[ترجمه گوگل]هدف: کشف درمان های جدید سنتتیسم چینی در درمان شکستگی وروا از مفصل مچ پا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Objective To study desired operation method of treatment cubitus varus deformity in children.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه روش عملیات مورد نظر درمان نقص بدنی در کودکان
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعه موردی از روش عمل جراحی درمان تغییر شکل گیری واریس cubitus در کودکان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Rehabilitation of the elbow with the arm in the horizontal or dependent position should be considered following excision of the olecranon, while varus and valgus orientations should be avoided.
[ترجمه ترگمان]توان بخشی آرنج با بازوی در موقعیت افقی یا وابسته باید بعد از برش of در نظر گرفته شود، در حالی که باید از جهت گیری های varus و valgus اجتناب کرد
[ترجمه گوگل]بازسازی آرنج با بازو در موقعیت افقی یا وابسته باید بعد از برداشتن olecranon در نظر گرفته شود، در حالی که باید از orientations varus و valgus جلوگیری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. To evaluate long-term therapeutic effect of high tibial osteotomy HTO in the treatment of varus knee osteoarthritis.
[ترجمه ترگمان]برای ارزیابی اثر درمانی بلند مدت of osteotomy بالا در درمان آرتروز زانو زانو بزنید
[ترجمه گوگل]برای ارزیابی درازمدت اثر درمانی استئواترافت زانو در بیماران مبتلا به پوکی استخوان تیبیا در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Frequently happened sequela of this kind of fracture is elbow varus.
[ترجمه ترگمان]اغلب اتفاق می افتد که sequela از این نوع شکستگی بازو varus است
[ترجمه گوگل]عواقب ناشی از این نوع شکست اغلب رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Objective: To study the effect of twirling, lifting and thrusting needles of scalp point on talipes varus due to cerebral infarction.
[ترجمه ترگمان]هدف: برای مطالعه اثر of، بلند کردن و فرو بردن سوزن های پوست سر بر روی talipes varus ناشی از infarction مغزی
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعه تاثیر دو سر سوزن، بالا بردن و برانگیختن نقطه سر درد بر شدت درد واروس ناشی از انفارکتوس مغزی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• characterized by an abnormal turning inward of a bone from the middle of the body (especially a knee or foot)

پیشنهاد کاربران

انحراف به داخل
در بدن: انحراف به سمت داخل بدن
نیروهای واروسی: نیروهای نزدیک کننده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما