معنی: آینه میز آرایش
مثال:
I glare at my reflection in the vanity mirror, my hands clenched into fists on the cold marble countertop
ترجمه:
به تصویر خودم در 《آینه میز آرایش》با عصبانیت خیره میشم، درحالیکه دستام روی سطح سرد مرمری مشت شده اند.
مثال:
ترجمه:
به تصویر خودم در 《آینه میز آرایش》با عصبانیت خیره میشم، درحالیکه دستام روی سطح سرد مرمری مشت شده اند.