( صفت، مهجور )
1. پرسه زن، گشت زن، ولگرد؛ مسافرِ اینجا و آنجا؛ بدون منزل مسکونی یا اقامتگاه ( مقایسه کنید با vagrant )
2. ( نادر ) گمراه، سرگردان
3. ( درباره افکار ) پریشان
فرم ها: vagaunt, vagaunte, vagant, vagante
... [مشاهده متن کامل]
ریشه شناسی: برگرفته از واژه های فرانسوی vagant و vagaunt یا واژه های لاتین vagant و vagans، فعل وصفی حال از vagari به معنای پرسه زدن
منبع: Oxford English Dictionary
یادداشت: vagant در انتهای واژه های مرکب زیر در زبان انگلیسی دیده می شود.
1. abstravagant = ( عامیانه ) به طرز عجیبی باورنکردنی
2. amplivagant = وسیع و گسترده
3. extravagant = ولخرج
4. fluctivagant = آن که در دریا پرسه می زند و با موج حرکت می کند
5. montivagant = پرسه زن در کوه ها و تپه ها
6. multivagant = آن که بسیار پرسه می زند
7. mundivagant = جهان گرد
8. noctivagant = شبگرد
9. nubivagant = آن که در ابرها سیر می کند
10. omnivagant = آن که هر جا پرسه می زند
11. overextravagant = بسیار ولخرج
12. solivagant = آن که تنها پرسه می زند
13. tervagant = فرم دیگر termagant به معنای 1. آدم خشن 2. سلیطه
14. unextravagant = آن که ولخرج نیست
15. volgivagant = آن که به جرگه مردم عادی در آمده است ( از جایگاه خود تنزل یافته است )
1. پرسه زن، گشت زن، ولگرد؛ مسافرِ اینجا و آنجا؛ بدون منزل مسکونی یا اقامتگاه ( مقایسه کنید با vagrant )
2. ( نادر ) گمراه، سرگردان
3. ( درباره افکار ) پریشان
فرم ها: vagaunt, vagaunte, vagant, vagante
... [مشاهده متن کامل]
ریشه شناسی: برگرفته از واژه های فرانسوی vagant و vagaunt یا واژه های لاتین vagant و vagans، فعل وصفی حال از vagari به معنای پرسه زدن
منبع: Oxford English Dictionary
یادداشت: vagant در انتهای واژه های مرکب زیر در زبان انگلیسی دیده می شود.
1. abstravagant = ( عامیانه ) به طرز عجیبی باورنکردنی
2. amplivagant = وسیع و گسترده
3. extravagant = ولخرج
4. fluctivagant = آن که در دریا پرسه می زند و با موج حرکت می کند
5. montivagant = پرسه زن در کوه ها و تپه ها
6. multivagant = آن که بسیار پرسه می زند
7. mundivagant = جهان گرد
8. noctivagant = شبگرد
9. nubivagant = آن که در ابرها سیر می کند
10. omnivagant = آن که هر جا پرسه می زند
11. overextravagant = بسیار ولخرج
12. solivagant = آن که تنها پرسه می زند
13. tervagant = فرم دیگر termagant به معنای 1. آدم خشن 2. سلیطه
14. unextravagant = آن که ولخرج نیست
15. volgivagant = آن که به جرگه مردم عادی در آمده است ( از جایگاه خود تنزل یافته است )
اگر با پسوند extra به معنی: ( بیرون از، خارج از ) بیاید به معنی فرد معقول، عادی می آید که در ترکیب با پیشوند ذکر شده معنای فرد خارج از مرزهای خود که همان شخص افراطی، غیر معقول، گزافه گو و. . . را میدهد.
ولخرج . اسراف کردن
سرگردان بودن منحرف شدن اواره بودن