برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1402 100 1

voracious

/vɒˈreɪʃəs/ /vəˈreɪʃəs/

معنی: حریص، پر خور، خیلی گرسنه
معانی دیگر: سیری ناپذیر، کسی که لاه می زند، ارضانشدنی، پرولع، سبع

بررسی کلمه voracious

صفت ( adjective )
مشتقات: voraciously (adv.), voraciousness (n.), voracity (n.)
(1) تعریف: consuming large quantities of food with greed or great desire; ravenous.
مترادف: gluttonous, greedy, insatiable, omnivorous, rapacious, ravenous
مشابه: avaricious, esurient, hoggish, insatiate, piggish, swinish, unquenchable

- The shark is a voracious predator.
[ترجمه علیرضا] کوسه یک شکارچی حریص است
|
[ترجمه حسین] کوسه یک شکارچی سیریناپذیر است
|
[ترجمه ترگمان] شارک یک شکارچی حریص است
[ترجمه گوگل] کوسه یک شکارچی غول پیکر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having a great and constant desire for a particular activity or pursuit.
مترادف: avid, eager, hungry, insatiable
مشابه: ardent, desperate, enthusiastic, esurient, fanatic, insatiate, keen, omnivorous, rabid, zealous ...

واژه voracious در جمله های نمونه

1. voracious appetite
اشتهای سیری ناپذیر

2. Pigs are voracious feeders.
[ترجمه ترگمان]خوک feeders خیلی feeders
[ترجمه گوگل]خوک ها فیدرهای ویفر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Joseph Smith was a voracious book collector.
[ترجمه ترگمان]جوزف اسمیت یک کلکسیونر کتاب بود
[ترجمه گوگل]جوزف اسمیت یک گردآورنده کتاب شاد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her appetite for information was voracious .
[ترجمه علیرضا] اشتیاق او برای اطلاعات سیری ناپذیر بود
|
[ترجمه ترگمان]اشتهای او برای اطلاعات بسیار شدید بود
[ترجمه گوگل]اشتیاق او برای اطلاعات غلیظ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Walburga once suppressed the voracious appet ...

مترادف voracious

حریص (صفت)
avaricious , eager , avid , fierce , greedy , voracious , hungry , esurient , sharp-set , perfervid , self-covetous
پر خور (صفت)
stomachy , greedy , voracious , crapulous , gluttonous , edacious , polyphagous
خیلی گرسنه (صفت)
voracious

معنی کلمه voracious به انگلیسی

voracious
• ardently enthusiastic about a certain activity; ravenous
• if you say that someone is voracious or that they have a voracious appetite for something, you mean that they want a lot of it; a literary word.
voracious reader
• book worm, one who likes to read

voracious را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید ترابی
سیری ناپذیر
Mohamad daichi
حریص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی voracious
کلمه : voracious
املای فارسی : ورکیوس
اشتباه تایپی : رخقشزهخعس
عکس voracious : در گوگل

آیا معنی voracious مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )