برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

volatility


فراری، فراریت، قابلیت تبخیر

بررسی کلمه volatility

اسم ( noun )
• : تعریف: the condition or property of being volatile.

- The volatility of the stock market made investors wary.
[ترجمه مصطفی] نوسان بازار سهام سرمایه گذاران را نگران می‌کند
|
[ترجمه ترگمان] نوسانات بازار سهام سرمایه گذاران را محتاط ساخته بود
[ترجمه گوگل] نوسان بازار سهام سرمایه گذاران را آزار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه volatility در جمله های نمونه

1. This volatility might be due to limited interest or to the sheer difficulty of trying to understand complicated political questions.
[ترجمه ترگمان]این نوسان ممکن است به دلیل علاقه محدود یا دشواری محض تلاش برای درک سوالات پیچیده سیاسی باشد
[ترجمه گوگل]این ناپایداری ممکن است به دلیل علاقه محدود یا به سختی تلاش برای درک مسائل پیچیده سیاسی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That's an extreme example of the volatility, but it shows how brutal the market has been, analysts said.
[ترجمه ترگمان]تحلیلگران می‌گویند که این یک نمونه بسیار افراطی از نوسانات است، اما نشان می‌دهد که بازار چقدر بی‌رحم بوده‌است
[ترجمه گوگل]تحلیلگران می گویند این یک نمونه شدید از نوسان است، اما نشان می دهد که چگونه بازار بی رحم بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For developing countries, volatility increased the direct impact on their domestic policies and plans.
[ترجمه ترگمان]برای کشورهای در حال توسعه، نوسان تاثیر مستقیمی بر سیاست‌ها و طرح‌های داخلی خود داشت
[ترجمه گوگل]برای کشورهای در حال توسعه، نوسانات تاثیر مستقیم بر سیاست ها و برنامه های داخلی آن ها را افزایش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی volatility در دیکشنری تخصصی

volatility
[خودرو] خاصیت بخار شدن یک سیل یا فراریت ان
[شیمی] فراریت
[کامپیوتر] فراری
[مهندسی گاز] فراریت ، قدرت تبخیر موادنفتی
[نساجی] فراریت - بخار شوندگی
[پلیمر] فراریت
[نساجی] فراریت در بخار
[شیمی] فرآورده فرار ، محصول فرار
[شیمی] جداسازی از طریق فراریت
[کامپیوتر] تغییر پذیری بالا .

معنی کلمه volatility به انگلیسی

volatility
• state of threatening to explode; fickleness; characteristic of memory which requires a constant electrical supply in order to keep the data from being erased (computers)

volatility را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی محمدی
نوسان
صفایی
بی ثبات
Ali
نوسان
محمدرضا
پراکندگی (نوسان پذیری قیمت)
محمد
نوسان(اقتصاد)
غیاثی فر
تغییر
فریماه
تلاطم
محمد
فراریت
شین سین
فراریت(در شیمی)
Viyan
(وضعیت)بی ثباتی- ناپایداری-
(شخص) دمدمی مزاج
sogand
نوسان/نوسان قیمت
مملی
(اقتصاد و بازار سرمایه) تلاطم، بی‌ثباتی
لنا
نوسان
جهانبخش
نوسانات
آریا
بی ثباتی
Farhood
A majority of oil market analysts argue that a JCPOA success could destabilize oil and gas markets, increase price volatility
... افزایش فراریت/نوسان/ناپایداری/بی‌ثباتی قیمت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی volatility

کلمه : volatility
املای فارسی : ولتیلیتی
اشتباه تایپی : رخمشفهمهفغ
عکس volatility : در گوگل

آیا معنی volatility مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )