برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

voiced

/ˌvɔɪst/ /vɔɪst/

(در ترکیب) صدا، (انسان و غیره) دارای صدا، ناطق، بیان شده از راه سخن، گفتاری، سخنی، آوایی

بررسی کلمه voiced

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having a voice of a specified kind.

- The children loved their soft-voiced teacher.
[ترجمه ترگمان] بچه‌ها معلم soft را دوست داشتند
[ترجمه گوگل] بچه ها دوست داشتند که معلم نرم شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: expressed using the voice.
متضاد: unvoiced
مشابه: vocal

- There were no voiced objections to the proposal.
[ترجمه ترگمان] هیچ اعتراضی به این پیشنهاد وجود نداشت
[ترجمه گوگل] هیچ مخالفتی با این پیشنهاد صورت نگرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه voiced در جمله های نمونه

1. they voiced their approval
آنان موافقت خود را شفاها اعلام کردند.

2. They voiced their approval of the plan.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها موافقت خود را از این برنامه ابراز کردند
[ترجمه گوگل]آنها موافقت خود را از این طرح اعلام کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Shopkeepers voiced their outrage at the new tax.
[ترجمه ترگمان]مغازه داران مغازه داران خشم خود را نسبت به مالیات جدید ابراز کردند
[ترجمه گوگل]مغازه داران خشم خود را در مالیات جدید ابراز کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Doctors have voiced fears that we may be facing an epidemic.
[ترجمه ترگمان]پزشکان ابراز نگرانی کرده‌اند که ممکن است ما با یک بیماری همه‌گیر روبرو شویم
[ترجمه گوگل]پزشکان ترس را ابراز کرده اند که ممکن است ما یک بیماری همه گیر داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These criticisms are commonly voiced by those who have some political axe to grind.
[ترجمه ترگمان]این انتقادات عموما توسط کسان ...

معنی عبارات مرتبط با voiced به فارسی

دارای صدای صاف

معنی کلمه voiced به انگلیسی

voiced
• having a voice of a particular kind (e.g. high-voiced); expressed vocally; tonal, resonant
• a voiced speech sound is one that is produced with vibration of the vocal cords; a technical term in linguistics.
voiced his protest
• stated his objection to the issue, expressed his dissatisfaction
voiced sound
• speech sound along with a sound from the vocal cords

voiced را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رسول امینی
واک‌دار (زبانشناسی)
مرضیه رودی
ابراز کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی voiced

کلمه : voiced
املای فارسی : ویکد
اشتباه تایپی : رخهزثی
عکس voiced : در گوگل

آیا معنی voiced مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )