برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1410 100 1

voice

/ˌvɔɪs/ /voɪs/

معنی: صدا، بانگ، صوت، اوا، واک، ادا کردن، با صدا بیان کردن
معانی دیگر: (انسان) صدا، آوا، ندا، لحن، طرز سخن، رای، نفوذ، نظر، خواسته، حق اظهار نظر، بیان، ابراز، سخنگو، ارگان رسمی (یا نیمه رسمی)، (دستور زبان ـ فعل) صیغه، صورت، حالت، وجه، (با سخن) بیان کردن، ابراز کردن، گفتن، به زبان آوردن، (ارگ و پیانو و غیره را) تنظیم کردن، کوک کردن، آواز، آوازخوان، خواننده، واکداری، (آواشناسی) واکبر کردن

بررسی کلمه voice

اسم ( noun )
(1) تعریف: the sounds produced by the vocal chords and uttered through the mouth, esp. by a human being.
مشابه: articulation, call, cry, expression, intonation, song, sound, speech, tone, utterance

(2) تعریف: the ability to make such sounds.
مشابه: articulation, enunciation, expression, language, speech, tongue

(3) تعریف: any sound that resembles those produced by the vocal chords.

(4) تعریف: an expression of desire or interest.
مشابه: assertion, desire, feeling, need, opinion, preference, sentiment, thinking, view, will, wish

- the voice of the voters
[ترجمه ترگمان] صدای رای دهندگان
[ترجمه گوگل] صدای رای دهندگان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: the authority or power to express a viewpoint.
مترادف: say
مشابه: choice, vote

- She wanted a voice in the decision.
[ترجمه A.A] او در تصمیم گیری نظر میخواست|
...

واژه voice در جمله های نمونه

1. voice culture
پرورش صدا،بهسازی آواز

2. a voice crying in the wilderness . . .
صدایی که در بیابان اعلام می‌کرد. . .

3. ali's voice tailed off as he walked away
همین طور که علی از ما دور می‌شد صدای او کم‌کم ضعیف‌تر می‌شد.

4. her voice broke
صدایش به لزره درآمد.

5. her voice fairly trembled
صدای او کاملا می‌لرزید.

6. her voice irradiated strength and comfort
صدای او نیروبخش و آرام‌بخش بود.

7. her voice is pure gold
آواز او طلای خالص (عالی) است.

8. her voice quivered a bit
صدایش کمی مرتعش شد.

9. her voice shook with emotion
صدایش از شدت احساسات مرتعش بود.

10. her voice was calm but her eyes smoldered
صدایش آرام بود ولی از چشمانش آتش می‌بارید.

11. her voice was distinct among a thousand voices
صدای او میان هزار صدا تک بود.

12. her voice was inaudible
صدای او قابل شنیدن نبود.

13. her voice wavered with anger
صدایش از خشم می‌لرزید. ...

مترادف voice

صدا (اسم)
report , bruit , vocal , throat , call , tone , noise , sound , vocation , roar , yell , voice , calling , phoneme , phone , tonicity , sonance , tingle
بانگ (اسم)
call , clamor , cry , noise , sound , roar , exclamation , voice
صوت (اسم)
sound , voice , interjection , phoneme , phone
اوا (اسم)
sound , voice , phoneme , phone
واک (اسم)
voice , waterfowl
ادا کردن (فعل)
utter , express , acquit , discourse , enounce , execute , pay , voice , pronounce
با صدا بیان کردن (فعل)
voice , intonate

معنی عبارات مرتبط با voice به فارسی

رجوع شود به: larynx
بسامد صدایی
مجرای از درجه صدایی
(کامپیوتر) پست گفتاری، پست صوتی
با کار افت صدایی
دستگاه با کار افت صدایی
(تلویزیون و غیره) صدای خارج از تصویر، سخنان افزوده (بر تصویر)
(دستگاه الکترونیکی) صداشناس
(کامپیوتر و غیره) صداساز، سخن آما
(دستور زبان) حالت معلوم
بلند بلند حرف زدن، داد زدن، صدای خود را بلند کردن
حق رد، رد، منع، رد کردن، لایحه قانونی را رد کردن
صدای هیچکس درنیامد
متفق القول، همدل و هم صدا، هم عقیده، به اتفاق آرا

معنی voice در دیکشنری تخصصی

[سینما] کلام - گفتار پس از تدوین بر فیلم
[برق و الکترونیک] صدا ، صوت
[کامپیوتر] پاسخ سمعی ؛ یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواند سیستم کامپیوتر را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواست های انجام شده از ترمینال های تلفنی فراهم آورد
[برق و الکترونیک] کانال صدا کانال مخابراتی تلفنی که دارای پهنای باند کافی برای انتقال بسامدهای صوتی در حدود 3KHz است.
[برق و الکترونیک] رمزگذار صدا رمزگذاری که ورودی صحبت را به شکل دیجیتالی تبدیل می کند برای ارسال امن به رمز تبدیل شود . سیگنالهای دیجیتال ارسال شده در گیرنده رمز گشایی شده ، دوباره به صحبت تبدیل می شوند.
[برق و الکترونیک] پیچک صدا پیچکی که با دیافراگم بلندگوی پیچک - متحرک در تماس است و در اثر برهم کنش میدان مغناطیسی ثابت با میدان مغناطیس ناشی از جریان بسامد رادیویی که در پیچک صدا جاری می شود ، در فاصله شکاف هوایی بین قطبها حرکت می کند.
[زمین شناسی] فرمان صوتی
[کامپیوتر] ارتباطات صوتی
[زمین شناسی] شماره گیر صوتی
[برق و الکترونیک] دیجیتال سازی صدا تبدیل سیگنالهای آنالوگ صدا به سیگنالهای دیجیتال . مزیت آن در بهبود کیفیت مخابره است زیرا سیگنالهای دیجیتال نسبتاً در برابر نویز ، تدا ...

معنی کلمه voice به انگلیسی

voice
• sound produced in the throat; expression; language
• raise an opinion; adjust the tone of
• when someone speaks, you hear their voice.
• you use voice to refer to someone's opinion on a particular topic and what they say about it.
• if you have a voice in something, you have the right to express an opinion on it.
• if you voice an opinion or an emotion, you say what you think or feel.
• in grammar, if a verb is in the active voice, the person who performs the action is the subject of the verb. if a verb is in the passive voice, the thing or person affected by the action is the subject of the verb.
• see also voiced.
• if you raise your voice, you speak more loudly. if you lower your voice, you speak more quietly.
• if someone tells you to keep your voice down, they want you to speak more quietly.
• if someone finds their voice, they begin to express themselves despite fear or difficult circumstances.
• if you give voice to something, such as an opinion, you express it openly; a formal expression.
• if you say something at the top of your voice, you say it as loudly as possible.
• if a number of people say something with one voice, they all agree about it and wish to show their unity.
voice capable modem
• modem which can handle voice sounds and communications
voice channel
• channel through which a voice travels
voice detecting
• technology of identifying voices by a computer
voice detecting program
• program designed to identify voices using a computer
voice in the wilderness
• prophet, helper
voice mail
• computerized answering service which stores and plays back digital audio messages for subs ...

voice را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامبیز سلیمانی
لحن نوشتار
اکرم
To voice a firm commitment to somthing=پایبندی خود را نسبت به چیری اعلام کردن
المیرا
The quality of sound produced when one sings
علی اصغر سلحشور
لحن و آوا
صمد مطلبی اصل
نظر
tinabailari
صدا ( مخصوص انسان )
Antonio's voice is really good
صدای آنتونیو واقعا خوب است 👨🏻‍🎓

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی voice
کلمه : voice
املای فارسی : وویس
اشتباه تایپی : رخهزث
عکس voice : در گوگل

آیا معنی voice مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )