برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

viscous

/ˈvɪskəs/ /ˈvɪskəs/

معنی: چسبناک
معانی دیگر: (فیزیک) گران رو، ویسکوز، چسبنده، دوسناک، لزج

بررسی کلمه viscous

صفت ( adjective )
مشتقات: viscously (adv.)
• : تعریف: having an adhesive, gluey consistency that resists flow.
مشابه: stiff, thick

- Tree sap is a viscous fluid.
[ترجمه ترگمان] شیره درخت یک مایع لزج است
[ترجمه گوگل] سیب درخت مایع غلیظ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه viscous در جمله های نمونه

1. diesel fuel is more viscous than gasoline
سوخت موتور دیزل از بنزین گران‌روتر است.

2. As the liquid cools, it becomes viscous.
[ترجمه ترگمان]وقتی مایع سرد می‌شود، لزج می‌شود
[ترجمه گوگل]همانطور که مایع خنک می شود، چسبناک می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It embraces fluid mechanics and viscous flow as well as elasticity and shows the relations between these formerly separate fields of physics.
[ترجمه ترگمان]آن شامل مکانیک سیالات و شارش ویسکوز و همچنین کشش و نشان دادن روابط بین این رشته‌های جداگانه از فیزیک است
[ترجمه گوگل]این مکانیک سیالات و جریان چسبندگی و همچنین کشش را در بر میگیرد و روابط بین این زمینههای فیزیک جداگانه را نشان میدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This thin region is known as the viscous sub-layer.
[ترجمه ترگمان]این منطقه نازک به عنوان زیر لایه ویسکوز نامیده می‌شود
[ترجمه گوگل]این منطقه نازک به عنوان زیر لایه چسب شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Hence the viscous dissipation is associated with h ...

مترادف viscous

چسبناک (صفت)
adhesive , sticky , gooey , viscid , viscous , viscose , cohesive , string , smeary , slab , limy , thready , tacky

معنی viscous در دیکشنری تخصصی

viscous
[شیمی] گرانرو
[عمران و معماری] لزج - گرانرو - چسبناک
[نساجی] مایعات غلیظ - مایعاتی با چسبندگی زیادتر از آب - غلیظ
[ریاضیات] چسبیده، غلیظ، چسبنده، شکسته
[پلیمر] گرانرو
[آب و خاک] لزج،چسبندگی
[برق و الکترونیک] بازی مهار شده ی ویسکوزی بازی پیکاپ گرامافون که به طور مکانیکی با مایع دارای ویسکوزیته بالا مهار شده است ، به طوری که بازو به هنگام پایین آمدن به نرمی روی صفحه قرار می گیرد.
[سینما] رویه متحرک روغنی
[عمران و معماری] میرایی چسبنده
[پلیمر] میرایی گرانرو
[عمران و معماری] ضریب میرایی چسبنده
[عمران و معماری] اتلاف لزجتی
[عمران و معماری] اثر لزجت
[عمران و معماری] جریان یکنواخت - جریان آرام - جریان لزج
[نساجی] جریان غلیظ
[پلیمر] روانی گرانرو
[آب و خاک] جریان لزج
[عمران و معماری] سیال لزج
[آب و خاک] سیال لزج
[عمران و معماری] نیروی حاصل از لزجت
[پلیمر] مایع گرانرو

معنی کلمه viscous به انگلیسی

viscous
• sticky and thick, adhesive; having a high viscosity (physics)
• a viscous liquid is thick and sticky.

viscous را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

reza
گران رو
(مثلا عسل ویسکوز تر از آب است)
آسا
آرام و خونسرد، جذاب و گیرا، شیک و عالی، دارای بدنی زیبا و جذاب
تورج ثابت فر
چسبندگی
Shirinbahari
چسبناکی بین مایع و جامد
viscous lava"
m.javid
ژله ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی viscous

کلمه : viscous
املای فارسی : ویسکوس
اشتباه تایپی : رهسزخعس
عکس viscous : در گوگل

آیا معنی viscous مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )