برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

virus

/ˈvaɪrəs/ /ˈvaɪərəs/

معنی: ویروس، عامل نقل وانتقال امراض
معانی دیگر: (زیست شناسی) ویروس، ویش، (در اصل) زهر (به ویژه زهر مار)، مایه ی تباهی و فساد، عامل نقل وانتقال امرا­

بررسی کلمه virus

اسم ( noun )
حالات: viruses
(1) تعریف: any of a large group of submicroscopic agents that reproduce only in living cells and are disease-producing in humans, animals, and plants.

(2) تعریف: a disease caused by such an agent.
مشابه: cold

(3) تعریف: a negative, poisonous influence, as on one's mind or soul.
مشابه: poison, taint

- the insidious virus of fear
[ترجمه ترگمان] ویروس insidious ترس از
[ترجمه گوگل] ویروس موذی ترس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: see computer virus.

واژه virus در جمله های نمونه

1. the virus of mistrust which has invaded their home
ویروس عدم اعتماد که منزل آنها را مورد تهاجم قرار داده است

2. An infected person can pass the virus to others.
[ترجمه ترگمان]فرد مبتلا می‌تواند ویروس را به دیگران منتقل کند
[ترجمه گوگل]یک فرد آلوده می تواند ویروس را به دیگران منتقل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. These virus infections display obvious visual symptoms.
[ترجمه ترگمان]این عفونت‌های ویروسی علائم بصری مشخصی را نشان می‌دهند
[ترجمه گوگل]این عفونت های ویروسی علائم بصری واضح را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The influenza virus has shown person-to-person transmission in a given locale.
[ترجمه ترگمان]ویروس آنفولانزا یک انتقال انسان به فرد را در یک منطقه مشخص نشان داده‌است
[ترجمه گوگل]ویروس آنفلوانزا انتقال فردی به فرد در یک منطقه داده شده نشان داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The antibodies glom onto the virus and destroy it.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف virus

ویروس (اسم)
virus
عامل نقل وانتقال امراض (اسم)
virus

معنی عبارات مرتبط با virus به فارسی

(زیست شناسی) ویروس اپستین - بار (که می تواند موجب چند نوع سرطان شود)
انواع ویروس ها (چون آنقدر ریز هستند که از هر پالونه یا صافی رد می شوند)
(نوعی ویروس dna که موش و غیره را دچار می کند) ویروس پولیوما
ویروس معمولی در برابر ویروس ضعیف شده ازمایشگاهی

معنی virus در دیکشنری تخصصی

virus
[علوم دامی] ویروس ؛ ذرات عفونت زای کوچکی هستند که از صافی عبور کرده و باعث بیماری در انسان و حیوانات می شوند . شامل یک لایه پروتئینی ضخیم است که در بر گیرنده RNA و یا DNA (هر دو را باهم ندارد) می باشد . ویروسها برای تکثیر ناچار به استفاده از یک سلول میزبان می هستند .
[کامپیوتر] ویروس برنامه ای کامپیوتری که به طور خود کار خودش را کپی می کند . در نتیجه سایر دیسکها یا برنامه ها را بدون آگاهی کاربر آلوده کرده و با نوعی فریب کاری عملیات کامپیوتر را خراب می کند . ویروسها از دهه ی 60 به عنوان شوخیهای آکادمیک وجود داشتند . اما در سال 1987 نخستین ویروسهای ویانگر ظاهر شدند . بهترین محافظ در برابر ویروسها ، تهیه ی نرم افزار از منابع مطمئن ، پشتیبان گیری مرتب از فایلها ، اجرای دوباره ی برنامه های ویروس یاب و حفاظت از دیسکهای سیستم است . توسعی برنامه ی های ویریوس زا جرم محسوب می شود . نگاه کنید به trojan horse vaccine . - ویروس
[کامپیوتر] نرم افزار ضد ویروس برنامه ای کامپیوتری که با بررسیهای مضاعف در باره ی انجام سیستم عامل ، سیستم را در مقابل ویروسها محافظت می کند. هیچ برنامه ی ضد ویروسی نمی تواند ادعای مقابله با تمام برنامه های ویروس را داشته باشد. نام دیگر آن برنامه anti - virus ( ضد ویروس ) است .
[کامپیوتر] ویروس نما
[زمین شناسی] ویروس های بی خطر رایانه ای این گونه ویروس ها مانند دیگر ویروس ها در رایانه تکثیر می شوند و فایلها را آلوده می کنند. اما ضرری برای رایانه ندارند.
[کامپیوتر] ویروس خوشه ای .
[کامپیوتر] ویروس ک ...

معنی کلمه virus به انگلیسی

virus
• microorganism which functions as an infectious agent; computer program which is intended to be spread surreptitiously between computers and usually causes damage (computers)
• a virus is a kind of germ that can cause disease.
• in computer technology, a virus is a program that introduces itself into a system, altering or destroying the information stored in the system.
virus warfare
• use of viruses during war in order to cause disease in the enemy's population
aids virus
• incurable immune-deficiency disease which is transferred via the sperm and bloodstream
anti virus
• computer program designed to detect and repair computer viruses and protect against them
benign virus
• (computers) non-destructive computer virus, computer program that behaves like a virus in some ways but does not cause damage to a system
computer virus
• small computer program designed to damage a computer system upon activation
coxsackie virus
• intestinal virus related with human diseases (such as meningitis) that is similar to poliomyelitis but does not cause paralysis
deadly virus
• lethal virus, microscopic infective agent which causes a deadly disease; life threatening disease caused by such a virus
ebola virus
• virus which causes the fatal disease ebola
human immunodeficiency virus
• virus transmitted through bodily fluids which weakens the immune system and causes aids (incurable disease)
influenza virus
• contagious disease which causes general pain and fever ...

virus را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
به تلفظش دقت کنید: وای رِس
محمدرضا ایوبی صانع
its origin is the Greek word: VIRION which means poison

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی virus

کلمه : virus
املای فارسی : ویروس
اشتباه تایپی : رهقعس
عکس virus : در گوگل

آیا معنی virus مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )