برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1686 100 1
شبکه مترجمین ایران

viral

/ˈvaɪrəl/ /ˈvaɪrəl/

معنی: ویروسی، وابسته به ویروس
معانی دیگر: ویشی

بررسی کلمه viral

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, relating to, or caused by a virus.

واژه viral در جمله های نمونه

1. Most coughs are viral in origin .
[ترجمه Fateme Sahraei] اکثر سرفه ها منشاء ویروسی دارند
|
[ترجمه نسرین] اغلب سرفه ها منشا ویروسی دارند
|
[ترجمه ترگمان]اغلب سرفه در اصل ویروسی هستند
[ترجمه گوگل]اکثر سرفه ها از نظر ویروسی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A viral illness left her barely able to walk.
[ترجمه Mohammad] یک بیماری ویروسی باعث شد او به سختی راه برود|
[ترجمه ترگمان]یک بیماری ویروسی او را به سختی قادر به راه رفتن کرد
[ترجمه گوگل]بیماری ویروسی او را به سختی می توانست راه برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف viral

ویروسی (صفت)
viral
وابسته به ویروس (صفت)
viral

معنی کلمه viral به انگلیسی

viral
• relating to or caused by a virus
• viral means caused by or related to a virus.
viral diseases
• illnesses that are caused by viruses
viral hepatitis
• severe disease caused by a virus

viral را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فریبا
واگیر
حسین
فراگیر (viral donation events)
سحرپارسا
ویروسی،فراگیر(یعنی از طریق اینترنت یا موبایل به دست سایر مردم برسد)
سیاوش
همه گیر. فراگیر. Shared a lot
ebi
[اینترنت]

پُردیدار ، پربازدید ، پربیننده ، پُر بین ، پر نگاه ، داغ
سید علی موسوی اناری
عمومی و فراگیر شدن سریع موضوعی در فضای مجازی .
حسین درستی
فیلم یا تصویر داغ که به سرعت در اینترنت دست به دست می شود
علی براتی
برگردان،به معنی دست به دست شدن
مهدی بابایی
فراگیر ودست به دست شدن در فضای مجازی
پژمان
همون سین خوردن یا دیده شدن
essi
محبوب شدن یا پربیننده شدن
T.h
معروف،مشهور
سعید پارساپور
شایع
سعید پارساپور
شایع، زبانزد عام ، سر زبان افتاده، عمومی
پرویز
اگه به عنوان صفت به کار بره معنی ویروسی میده
اما اگه به عنوان اسم بکار بره به ویدیو، عکس، تبلیغ یا ... که به سرعت در اینترنت دست به دست بشه، اطلاق میشه
ابراهيم
Become extremely popular very quickly
Fatemeh
حیاتی،زنده
هادی
you sand money noy san you viral
Dark Light
Viral : ویروسی / پر بازدید-ترکیده(محتوا:یه چیزی که بترکونه توی اینترنت و همه جا پخش شه
Bacterial : باکتریایی
رضاامیری
(ویروسی شدن، انتشار ویروس درمحیط) مجازا بمعنای شایع وپخش شدن یک موضوع بخصوص درفضای مجازی، دست بدست گشتن ودیده شدن درفضای مجازی
رضاامیری
(ویروسی شدن، انتشار ویروس درمحیط) مجازا بمعنای شایع وپخش شدن یک موضوع بخصوص درفضای مجازی، دست بدست گشتن ودیده شدن درفضای مجازی
طاهر شریعت‌پناهی
[محتوای اینترنتی] اشاعه‌پذیر، شیوع‌یابنده، همه‌گیرانه
go viral: اشاعه یافتن، شیوع یافتن، شیوع پیدا کردن، شایع شدن، همه‌گیر شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی viral

کلمه : viral
املای فارسی : ویرال
اشتباه تایپی : رهقشم
عکس viral : در گوگل

آیا معنی viral مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )