برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1401 100 1

villa

/ˈvɪlə/ /ˈvɪlə/

معنی: ویلا، خانه ییلاقی
معانی دیگر: خانه ی ییلاقی

بررسی کلمه villa

اسم ( noun )
• : تعریف: a country house or estate, esp. a large and luxurious one.

واژه villa در جمله های نمونه

1. the villa had as its outlook one of the finest lakes in europe
چشم‌انداز آن ویلا یکی از عالی‌ترین دریاچه‌های اروپا بود.

2. they commandeered a merchant's villa and turned it into a military hospital
آنها ویلای یک تاجر را مصادره و تبدیل به بیمارستان نظامی کردند.

3. We are quartered in a beautiful villa.
[ترجمه ترگمان] ما در یک ویلای زیبا زندگی می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما در ویلای زیبای رژه می شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The villa has its own private beach.
[ترجمه ترگمان]ویلا در ساحل خصوصی خودش است
[ترجمه گوگل]ویلا دارای سواحل خصوصی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The villa is built of wood.
[ترجمه ترگمان]این ویلا از چوب ساخته شده‌است
[ترجمه گوگل]ویلا از چوب ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We sold the business and bought a villa in Spain with the proceeds.
[ترجمه ترگما ...

مترادف villa

ویلا (اسم)
dacha , villa
خانه ییلاقی (اسم)
pen , dacha , villa

معنی کلمه villa به انگلیسی

villa
• country estate, large suburban residence
• a villa is a fairly large house, especially one that is used for holidays in mediterranean countries.
aston villa
• british football team

villa را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ع
خانه حیاط دار
Artina.A
ویلا / خانه ییلاقی
تعریف = A house with a garden, often where people stay on holidays

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی villa
کلمه : villa
املای فارسی : ویلا
اشتباه تایپی : رهممش
عکس villa : در گوگل

آیا معنی villa مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )