برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

vilely


ازروی پستی، با فرو مایگی، بد نائب

واژه vilely در جمله های نمونه

1. Her head was throbbing so vilely that the effort was too much.
[ترجمه ترگمان]سرش انقدر تند می‌تپید که تلاشش بی‌فایده بود
[ترجمه گوگل]سرش به طرز وحشیانه تکان خورد که این تلاش خیلی زیاد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Any penal system can be vilely abused.
[ترجمه ترگمان]هر سیستم کیفری می‌تواند ناجوانمردانه مورد سو استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]هر سیستم کیفری می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The greater number of them are vilely housed.
[ترجمه ترگمان]تعداد بیشتری از آن‌ها در مکان vilely قرار دارند
[ترجمه گوگل]تعداد بیشتری از آنها به طور کامل محصور شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Very vilely in the morning when he is sober, and most vilely in the afternoon when he is drunk.
[ترجمه ترگمان]صبح‌ها وقتی مست می‌شود خیلی بد می‌شود، و بعد از ظهر وقتی مست می‌شود، بیشتر زننده است
[ترجمه گوگل]بسیار صبح هنگام صبح وقتی که او آرام است، و بیشتر در هنگام ظهر زمانی که او مست است
[ترجمه ...

vilely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه .موسوی
به طور ناخوشایند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی vilely
کلمه : vilely
املای فارسی : ویللی
اشتباه تایپی : رهمثمغ
عکس vilely : در گوگل

آیا معنی vilely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران