برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

vent

/ˈvent/ /vent/

معنی: منفذ، دریچه، مخرج، بیرون دادن، بیرون ریختن، خالی کردن، فروختن
معانی دیگر: بادگیر، بادرسان، هواکش، هوارسان، باد آهنج، روزن، سوراخ، لوله ی تهویه، دودراه، بادراه، سوراخ دودکش، هواگیر، دررو، برونراه، مفر، بیان کردن، (خشم یا دق دل را) خالی کردن، تخلیه کردن (به ویژه هوا و گاز)، برون کشیدن، (به ویژه ماهی و پرنده و خزنده) مقعد، مرز، دارای هواکش کردن، بادگیردار کردن، (توپ و تفنگ قدیمی) سوراخ فتیله، سوراخ مخزن، (در پشت کت و پالتو و در طرفین دامن زنانه) چاک، شکاف، باد خور گذاردن برای

بررسی کلمه vent

اسم ( noun )
• : تعریف: an opening which allows entrance, passage, or exit of a gas or vapor, esp. of air or smoke.
مترادف: air hole, blowhole, duct, exhaust, flue, outlet, spiracle
مشابه: chimney, draft, opening, orifice, passage, register, smokestack, spout, window

- Kitchen smoke and steam escape through this vent.
[ترجمه ترگمان] دود آشپزخانه و بخار از طریق این دریچه فرار می‌کنند
[ترجمه گوگل] دود آشپزخانه و بخار از طریق این دریچه فرار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We keep the heating vent closed in this room because it's rarely occupied.
[ترجمه ترگمان] ما دریچه‌های گرمایش را در این اتاق بسته نگه می‌داریم چرا که به ندرت اشغال می‌شود
[ترجمه گوگل] ما این تهویه را در این اتاق نگه داریم زیرا به ندرت اشغال می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: vents, venting, vented
(1) تعریف: to allow release of; discharge.
مترادف: discharge, eject, emit, expel, gush, spout, spurt
متضاد: bridle
مشابه: ejaculate, exhaust, jet, pour, shoot, squirt, ventilate

(2) تعری ...

واژه vent در جمله های نمونه

1. give vent to
(شکایت و احساسات و غیره) بیرون ریختن،خالی کردن،آشکار کردن

2. the cars vent could be closed
می‌توان هواگیرهای اتومبیل را بست.

3. to give vent to one's anger
خشم خود را آشکار کردن

4. the gases found vent through fissures in the rock
گازها از طریق درزهای صخره خارج می‌شد.

5. each room has an air-conditioning vent
هر اتاق یک هواکش تهویه‌ی مطبوع دارد.

6. Children give vent to their anger in various ways.
[ترجمه شکوفه آقارضی] کودکان به شیوه های مختلف خشم خو‌د را خالی میکنند.
|
[ترجمه ترگمان]کودکان به روش‌های مختلف به خشم خود اشاره می‌کنند
[ترجمه گوگل]کودکان به شیوه های گوناگون به خشم خود ختم می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There was a small air vent in the ceiling.
[ترجمه ترگمان]در سقف اتاق یک دریچه هوایی دیده می‌شد
[ترجمه گوگل]دریچه ای از هوا در سقف وجود داشت
[ترجمه ...

مترادف vent

منفذ (اسم)
hole , pore , opening , bore , vent , lenticel
دریچه (اسم)
scuttle , gate , hatch , valve , trap , window , porthole , choke , vent , wicket , lid , closure , slacker , hatchway , sallyport , trapdoor
مخرج (اسم)
outlet , vent , outgo , port , denominator , escapement , exit , foramen
بیرون دادن (فعل)
throw off , ooze , give out , vent , emit , fling , evolve , give off , exhale , exsert
بیرون ریختن (فعل)
void , vent , jet , emit , outpour
خالی کردن (فعل)
free , empty , hollow , purge , aspirate , unload , discharge , vent , deplete , evacuate , dump , eviscerate , vacate , disgorge
فروختن (فعل)
market , cant , vent , auction , sell , undercut , undersell , sell up , hawk

معنی عبارات مرتبط با vent به فارسی

منفذ، سورا، هواگیر
سایبان کوچک عمران : کلاهک دودکش بخارى
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره

معنی vent در دیکشنری تخصصی

[سینما] هواکش
[عمران و معماری] دریچه - هواگیر
[مهندسی گاز] خالی کردن ، تهویه کردن
[زمین شناسی] سوراخ سطح کانال یا لوله ، مجرای آتشفشان - حفره یا بازشدگی در سطح کره زمین که از درون آن مواد آتشفشانی خارج می شوند. همچنین، کانال یا گذری که از درون آن این مواد عبور می کنند. - در آتشفشان شناسی، مقایسه شود با: گردنه؛ لوله یا مجرا. نیز در آتشفشان شناسی، ببینید: تغذیه کننده؛ دودکش.
[نساجی] هواکش - روزنه - سوراخ
[عمران و معماری] لوله تهویه - لوله هواکش
[زمین شناسی] لوله تهویه- لوله هوا کش
[مهندسی گاز] دودکش تخلیه
[مهندسی گاز] شیرهواکش ، شیرهواگیری ، شیرتهویه
[خودرو] شیشه جلوی کم ارتفاع و یا بر آمدگی باد شکن در اتومبیلهای Speedster
[نفت] دهانه ی ورودی هوا
[زمین شناسی] هواکش ، دریچه هوا
[آب و خاک] مجرای هوا
[زمین شناسی] مجرای آتشفشانی مرکزی بزرگترین مجرای یک آتشفشان که در مرکز مخروط آتشفشانی قرار دارد.
[زمین شناسی] مجرای شکافی حفره یا بازشدگی در سطح یک مجرای آتشفشانی که دارای شکل یک ترک یا شکاف است. مقایسه شود با: فوران شکافی.
[ریاضیات] مجرای عبور گاز
...

معنی کلمه vent به انگلیسی

vent
• opening for the release of air or gas, aperture; opening in an animal's body for the discharge of waste; means of release or expression (i.e. strong feelings, opinions, etc.); opening in a gun breech from which the charge is ignited
• give expression to (strong feelings or opinions); release air or gas; provide with a vent
• a vent is a hole in something through which air can come in and smoke, gas, or smells can go out.
• if you vent your feelings, you express them forcefully; a formal use.
vent fury
• express anger, release one's rage
air vent
• passage through which air may enter or escape
vol au vent
• a vol-au-vent is a small, light pastry case that you can eat. vol-au-vents are usually filled with a sauce made from ingredients such as chicken, ham, or mushrooms.

vent را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ارغوان
خالی کردن عقده و دق ودلی
نیما
درد ودل خود را پیش کسی بازگو کردن؟
? Example: I wanna vent,may I
ghazal
مطرح کردن
Momo
دریچه کولر (اتومبیل)
سعید ترابی
اسم:
1. منفذ
2. (خشم و دق و دل) را خالی کردن
3. چاک کت
4. مخرج
فعل:
خالی کردن (مثلا دق و دلی یا عصبانیت)
لنا
هواكش،منفذ خروج هوا
سارا
ابراز احساسات
Dark Light
شاید توی بازی Among Us اینو دیده باشین که در اونجا به عنوان فعل بکار میره. یعنی وارد شدن و خارج شدن فرد به کانال و دریچه های موجود در بازی
Vent هم اسمه هم فعل. اگر هم توی گوگل سرچ کنید عکس هواکش و دریچه براتون میاره : دریچه هوا ، گاز ، کولر و ‌خروج مایع و ... معانیش میشن :
دریچه - هواکش - هواگیر - در رو - سوراخ - منفذ - مخرج
به عنوان فعل هم : خالی کردن - تخلیه کردن - بیرون ریختن - نشان دادن (در رابطه با خشم و عصبانیت و احساسات درونی)
علیرضا
فاش کردن
Bhare
Talk with someone you trust in order to express your anger at someone else
Mahsa Darbandi
هواکش-لوله ی تهویه
پرنیا
دردودل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی vent

کلمه : vent
املای فارسی : ونت
اشتباه تایپی : رثدف
عکس vent : در گوگل

آیا معنی vent مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )