برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1476 100 1

veg


(انگلیس - عامیانه) سبزی

واژه veg در جمله های نمونه

1. fried chicken and veg
مرغ سرخ کرده و سبزی

2. Select your favourite fruit or veg and pickle them while they are still fresh.
[ترجمه ترگمان]میوه‌ها و سبزیجات مورد علاقه خود را انتخاب کنید و در حالی که هنوز تازه هستند، آن‌ها را مزه مزه کنید
[ترجمه گوگل]میوه یا سبزی مورد علاقه خود را انتخاب کنید و آنها را در حالی که هنوز تازه هستند ترشی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The brown mush in the fridge is some veg soup left over.
[ترجمه ترگمان]حریره قهوه‌ای در یخچال سوپ سبزی است که باقی مانده
[ترجمه گوگل]قهوه ای قهوه ای در یخچال یک قاشق سوپ خوری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. All she does is veg out in front of the telly.
[ترجمه ترگمان]تنها کاری که می‌کند veg veg در جلوی تلویزیون است
[ترجمه گوگل]همه او می کند در مقابل Telly veg
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He likes the traditional meat and two veg for his main meal.
[ترجمه ترگمان]او گوشت سنتی و دو سبزی برای غذای اصلی اش دو ...

veg را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی veg
کلمه : veg
املای فارسی : وگ
اشتباه تایپی : رثل
عکس veg : در گوگل

آیا معنی veg مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران